تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
نسخه‌هاى آن به شرح زير در كتابخانه‌ها هست : استانبول ، طوپ‌قاپوسراى به شمارهء 977 .
H
: نوشتهء 1176 ، آغاز برابر نسخهء دانشگاه به شمارهء 2935 ، 57 گ 21 س ( فهرست فهمى ادهم ، ج 1 ، ص 295 ) قاهره ، دار الكتب شمارهء 8 ادب فارسى طلعت . نوشتهء حاج فيض الله بخارى ، مورخ 1195 ، 69 برگ 17 سطرى ، در فهرست آمده : لعله زين العابدين عبد الرزاق المتوفى 1180 آغاز : الهى جوهر از حسن معانى ده بيانم را ( مخطوطات ، ج 1 ، ص 191 ) . همان‌طورىكه در فهرست نسخه‌ها اظهارنظر شده است : « بايد نسخه‌هاى ( ديوان نشئهء مشهدى ، نسخهء قاهره ) و ( ديوان نشئهء مازندرانى ، نسخهء سارى ) و ( نسخهء كتابخانهء ملى تبريز ) را با يكديگر سنجيد و آنچه در الذريعة ، ج 9 ، ص 1187 مادهء ( نشئهء تبريزى ) يادشده در نظر گرفت آنگاه دربارهء جدايى آنها و يا اتحاد آنها نظر داد » . چون بعض محققان دربارهء تلفظ تخلص وى دچار ترديد شده و آن را به صورت « نشء » « 1 » بر وزن « مرء » ، « نشأت » ، « نشاط » خوانده‌اند اينك براى رفع ابهام معدودى از مقاطع غزلياتش كه متضمن تخلص او نيز هست ذيلا نقل مىشود :

[ اشعار او ]

شود بىرحمى ابرويش از چين جبين پيدا * كه حال هركسى باشد ز وضع همنشين پيدا شهنشاها به پيشت گرچه بىقدرم بدان قدرم * كه بهر « نشئه » در قرنى نخواهد شد قرين پيدا
* * *
از لاله گرو برده دل « نشئه » چو صايب * تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را
* * *
نگردد « نشئه » تحصيل هنر بىخون دل حاصل * شود در ناف آهو مشك از خون جگر پيدا
* * *
پيوسته سجده‌گاه صراحى است جام مى * هم كاسه‌اند « نشئه » گناه و ثواب ما پيروى كن « نشئه » صايب را در آيين سخن * كز كمان بال‌وپر پرواز باشد تير را
* * *
كيفيت جمال تو را « نشئه » لازم است * آرى شراب را مزه‌يى نيست بىكباب
هامش
( 1 ) - رك : سفينهء محمود ، ج 2 ، ص 681 .