نشئهء تبريزى
ميرزا عبد الرزاق متخلص به « نشئه « 1 » » از سخنوران سدهء دوازدهم ه ق . تبريز است . حزين در ايام جوانى او را ديده و در تذكرة المعاصرين ( مؤلفهء 1165 ) نوشته است كه :
« سخنشناس بود و عمر در صحبت شعر با شعرا صرف نموده آنچه گفتى درست و سنجيده گفتى فقير او را در سن صبا ديدهام مدتهاست كه در اصفهان رحلت نموده از اوست :
در پاى خمى ديدهء پيمانه ضيا يافت * كورى به قدمگاه مى ناب شفا يافت »
در سفينهء محمود مسطور است كه : ميرزا عبد الرزاق از احفاد جهانشاه خان تركمان است بعد از نشو و نما در تبريز به اصفهان رفت و به ادامهء تحصيل پرداخت و در علوم رياضى و سياق مهارتى بهم رسانيد . مستوفى خالصه جات مازندران بود . و به سال 1125 در تبريز اختر عمرش رو به حضيض نهاد و شراب زندگانيش از افيون اجل بىنشئه گرديد . به شيوهء صايب آشنا بوده و به اندازهء ده هزار بيت دفترى داشته است . مرحوم تربيت اسمش را ميرزا عبد الباقى و فوتش را سال 1158 قيد كرده و نوشته است كه ديوانى از وى تا دو هزار بيت ديدهام مركب از پارسى و تركى . مؤلف رياض الجنة هم تاريخ فوتش را 1180 در تبريز قيد كرده كه برابر تاريخ فوت نشئهء مشهدى است .
نسخههايى از ديوان وى به نشانهء زير در كتابخانهها هست : تهران ، كتابخانهء دانشگاه به شمارهء 2935 در 88 برگ 13 سطرى شكسته نستعليق عباسقلى ناصر الشعراء فرزند شير محمد خان معاون حضرت خلخالى اردبيلى ، 28 صفر 1346 شعرهايى به تركى نيز دارد داراى غزل ، رباعى ، قطعه و قصيده و مادهء تاريخ از 1156 و 1161 و تكبيت . آغاز :
« دم صبح سعادت از ثنايت لوح عنوانها »
( فهرست دانشگاه تهران ، ج 12 ، ص 2935 )
تبريز ، كتابخانهء ملى به شمارهء 2626 در 108 برگ 11 - 15 سطرى ، در حدود دو هزار و
هامش
( 1 ) - نشئه - حالت كيف آميخته به رخوتى كه براثر استعمال ترياك و امثال آن در شخص استعمالكنندهء مخدرات پيدا شود . رجوع به نشأة و نشوة شود .
ايرج ميرزا گويد :هركس به نشئهاى تاخت با نشئه كار خود ساخت * من هم زدم به وافور پك بىشمار و بىمر( لغتنامهء دهخدا ، ص 511 )