تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
هدايت در رياض العارفين و مدرس در ريحانة الادب از او به عنوان « زرگر اصفهانى » نام برده و نوشته‌اند كه وى در بعض مقاطع « جوهرى » ، « رضا » ، « نجيب الدّين » تخلص نموده از اوست :
نكتهء وجهست وجهى خالى از اسرار نيست * چشم حق بين باز كن كاينجا به‌جز ديدار نيست مرد عاشق پيشه فارغ نيست از سوداى دوست * زان كه مردان خدا را عشق تا حق رهبرست مثال نى اگر از خود تهى شود سالك * هميشه پر زدم پاك آن دهن باشد
( رياض العارفين ، ص 82 « زرگر اصفهانى » - دانشمندان آذربايجان ، ص 374 - ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 122 - 123 - فهرست نسخه‌ها ، ج 2 ، ص 1790 - مؤلفين مشار ، ج 3 ، ص 162 )

نسودى تبريزى

سيد مهدى نسودى فرزند حاج مير على مدرس در سال 1280 خورشيدى تولد يافته و پس از پايان تحصيلات شغل معلمى را پيشهء خود ساخت . پيوسته از زندگى ناخرسند بود و در آتش احساسات مىسوخت . نمونه‌يى از اشعار و افكار اوست :
پاى مردى كن اى دوست به بيچارهء زار * دستگيرى كن اى يار به افتادهء خوار بار بستان امل دست‌درازان بردند * دست من كوته و لرزنده دل از حسرت يار فلك از نالهء من واله و من ز آن به عذاب * اى خدا بشكن طاس فلك بدرفتار اين همه شكوه نمىكرد « نسودى » از بخت * گر نبودى به دلش حسرت ديدار نگار
وى به سال 1311 شمسى سى و دوساله دار فانى را وداع گفت . ( داستان دوستان ، ص 170 - 173 )