چون كشش خاطر همايون ظلاللهى به جانب اشعار عاشقانه بيشتر بود ، لهذا به غير از غزل و رباعى شعرى درين سفينه مندرج نساخت » .
نسخههاى خطى اين تذكره در كتابخانهء مجلس و كتابخانهء ملك هست براى اطلاع از مشخصات نسخ و فهرست شاعران و نظر انتقادى ، به تاريخ تذكرهها ، ج 1 ، ص 381 - 386 رجوع شود .
2 - فيروز و شهناز
نيز از آثار اوست . چنين آغاز مىشود :
خداوندا دلى ده نالهپرور * زبانى بر نواى دل نواگر
نسخهء آن در كتابخانهء ملك تهران به شمارهء 4 / 5625 نستعليق 1198 هست .
( فهرست نسخهها ، ج 4 ، ص 3033 )
نمونهيى از اشعار اوست :
آغوش گل ز سينهء چاكم نشانهايست * دستان بلبلان ز سرودم ترانهايست
خاشاك راه او كه به مژگان ربودهام * از بهر مرغ ديدهء من آشيانهايست
* * *
دامن چرخ ز خون جگرم گلگونست * چشم دريادل من مايهء صد جيحونست
همه جا نام تو از كلك من آيد بيرون * نامهء سوختهء عشق تو يك مضمونست
* * *
باز رقص عجبى در بدنم جان دارد * سر قتلم مگر آن خنجر مژگان دارد
حال اين دل تو چه دانى ز سر زلف بپرس * كه پريشان خبر از حال پريشان دارد
* * *
سوختم ز آتش شوق تو ز پا تا سر خويش * كو نسيمى كه فرستم به تو خاكستر خويش
* * *
دلافسرده را سرگرم گلرخسارهيى دارم * بهجاى دل درون سينه آتشپارهيى دارم
* * *
اگر هركس كسى دارد كس من بىكسى باشد * چو « ناظم » ناكسم جز بىكسى گر هيچكس دارم
* * *