تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤

مظفر تبريزى

از شاعران سدهء هفتم هجرى و يا قبل از آن است از او رباعى ذيل در نزهة المجالس آمده است :
زنهار دو گيسوى پر از بندش بين * سيمين زنخ و لعل شكر خندش بين چون بگشايد پستهء خندان به سخن * آن پستهء چون عقيق پرقندش بين
و اين رباعى هم تحت عنوان مظفر معروف مضبوط است كه محتملا همين مظفر تبريزى است :
گيرم كه خط غاليه‌گون آوردى * بر لالهء رخ بنفشه چون آوردى گل در چمن از خار برون مىآيد * تو از گل خود ، خار برون آوردى
( نزهة المجالس ، ص ، 311 ؛ 361 )

مظفر تبريزى [ ( فرزند على رضا بيگ ) ]

حاجى مظفر فرزند على رضا بيگ از تبريزيهاى ساكن عباس‌آباد اصفهان و از شاعران سدهء يازدهم ه . ق . است مدتى در اصفهان به علاقه‌بندى كه حرفت ابايى او بود مشغول گشت بعدها به سلك شعرا درآمد . سفرى به هندوستان كرد و بعد از سير دكن به جهان‌آباد رفت و در خدمت « تقرب خان » و ساير امرا اعتبار بهم‌رسانيد . به مكه نيز مشرف شد و دو حج نمود و از آنجا به هند و بعد به اصفهان برگشت . همگى از نقلهاى او فيض مىبردند .

نمونه‌يى از اشعار اوست :

سراپاى وجودم در محبت شد كف خاكى * هما بر تربتم ننشست از بىاستخوانيها
* * *
به جستجوى تو هر سو فروغ ديدهء من * به رنگ شعلهء ياقوت بر زمين ننشست
* * *
شانه تا كى مىزنى مشاطه در زنجير زلف * هر گره كز زلف وا شد عقدهء دل مىشود
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 429 - 430 - دانشمندان آذربايجان ، ص 348 - الذريعة ، ج 9 ، ص 1060 )