چيست مانع در هلاكم تيغ بيداد تو را * از تو شيرينتر كه خواهد گشت فرهاد تو را
* * *
گر وحشيانه از روش خلق مىرمم * عذرم بسى بجاست كه آدم نديدهام
* * *
امشب به رغم هم من و پروانه سوختيم * او كرد خانه روشن و ما خانه سوختيم
* * *
تنت پيراهن گل برنتابد * ز گل صد پيرهن نازكترى تو
* * *
شمع پرتو به همه بزم رساند اما * تو بدان كوش كه پروانهء محفل باشى
( لطائف الخيال ( نسخهء عكسى ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 400 - صبح گلشن ، ص 419 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4291 - دانشمندان آذربايجان ، ص 166 - 167 - كلمات الشعراء ، ص 110 - جنگ شمارهء 2763 كتابخانهء مرحوم حاجى محمد نخجوانى )
مصاحب تبريزى
ملا حسن از سخنوران اواخر سدهء دهم و اوايل سدهء يازدهم ه ق . تبريز است . در خط غبار مهارتى داشت و در اين فن از شاگردان مير على هروى بود . مؤلف « خط و خطاطان » در وجه تخلص وى مىنويسد : كه چون به استانبول رفت و به مصاحبت سلطان محمد ثالث ( 1003 - 1012 ) نايل آمد « مصاحب » تخلص كرد . وى اواخر عمر به تبريز بازگشت و در همينجا درگذشت .
از اوست :
نامه بر نامهء من برد ولى مىترسم * كه فراموش كند آنچه زبانى دارد
( صبح گلشن ، ص 420 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4292 - دانشمندان آذربايجان ، ص 347 - احوال و آثار خوشنويسان ، ج 3 ، ص 905 )