تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
به عهد دولتش ايران شد آن‌چنان آباد * كه بوم گشته چو مرغان باغ شاه‌نشين
( سفينهء محمود ، ج 2 ، ص 672 )

مشكات تبريزى

ميرزا على اكبر وقايعى فرزند ميرزا داود وقايع‌نگار به سال 1289 ق . تولد يافت مردى فاضل و نيك نفس بود . انواع خطوط از قبيل نستعليق و نسخ و كوفى و رقاع را خوب مىنوشت . به فارسى و تركى شعر مىگفت . در اوايل « هما » و بعد مشكات تخلص مىكرد . پيرامون سال 1312 شمسى درگذشت . مرحوم صفوت مىنويسد : « ديوان او در حدود ده هزار بيت مىباشد و هنوز به چاپ نرسيده است . » نمونه‌يى از اشعار اوست :
هرآن‌كس زبان را نگهدار نيست * به سختى درش هيچ‌كس يار نيست به نزديك دانا بريده به است * زبانى كه گنجور اسرار نيست
* * *
خوش زندگيست جانا مردن در آرزويت * كارى جز اين نشايد بر عاشقان رويت بر هر چمن رسيدم و ز هر گلى كه چيدم * زان هر دو بازديدم اى دوست رنگ و بويت بر آستان عشقش مشكات گريه سر كن * باشد كه برفزايد ز آن گريه آبرويت
( داستان دوستان ، ص 175 - 178 )

مشكى تبريزى [ ( علاء بيگ مشكى ) ]

علاء بيگ مشكى در سدهء دهم ه ق . به مشك‌فروشى اشتغال داشت و رايحهء خوش‌طبع او در مشام انام خوش‌تر از مشك اذفر و عود و عنبر بوده است . از اوست :
هرجا كه ز رخ پرده برانداخته باشى * صد همچو مرا عاشق خود ساخته باشى
( تحفهء سامى ، ص 327 - دانشمندان آذربايجان ، ص 343 )
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 648 | عزيز دولت آبادى