مشكى تبريزى [ ( مولانا مير محمود ) ]
مولانا مير محمود از سادات تبريز در سدهء دهم ه ق . بود به مشكفروشى اشتغال داشت و به همين وجه « مشكى » تخلص مىنمود در اقسام شعر به ويژه در غزل و قصيده طبعش خوب و ذوقش مرغوب بوده از اوست :
به فكر آن ميان هر سو دل صد ناتوان گم شد * دل يكيك پديد آمد دل ما در ميان گم شد
* * *
بر سر كوى تو آيين دگر خواهم نهاد * پا نهند آنجا من بىچاره سر خواهم نهاد
( تحفهء سامى ، ص 318 - آتشكدهء آذر ، ص 38 - صبح گلشن ، ص 418 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4290 - دانشمندان آذربايجان ، ص 344 )
مشهور تبريزى
ميرزا محمد زمان ( زمانا ) حناتراش « 1 » از سخنوران سدهء يازدهم ه ق . است . مؤلف تذكرهء لطائف الخيال مىنويسد :
زماناى « مشهور » تخلص بسيار خوشطبيعت و پاكيزه سرشت بود اما بسيار وحشى صفت . بعد از سنهء 1050 در هند جهان فانى را وداع نمود .
و برحسب روايت ميرزا طاهر نصرآبادى در موقع مراجعت از هند در هرات در خانهء شيخ الاسلام آنجا فوت شد .
زماناى مشهور از شعرايى است كه ميرزا صايب در بياض خود از او ياد و مقدارى از اشعارش را ثبت كرده است .
نمونهيى از اشعار اوست :
ز سرمستان چه مىپرسى خبر را * خبر خير است از خود بىخبر را
* * *
هامش
( 1 ) - آنكه خانهء زين از چوب تراشد .