از جمله تأليفاتش مسالك المحسنين ، مسائل الحيات ، ترجمهء پندنامهء ماركوس ، نخبهء سپهرى در احوالات حضرت رسول ( ص ) ، فيزيك ، تاريخ مختصر اسلام ، هيئت فلاماريون ، سفينهء طالبى ايضاحات در خصوص آزادى ، سياست طالبى قابل ذكرند وى با يوسف اعتصام و على اكبر دهخدا مكاتبه داشته است .
طالبوف طبع شعر نيز داشته از آن جمله است :
گر وطن ما كنون چنان و چنين است * آيهء لا تقنطوا اساس متين است
دشمن ما روس و انگليس نباشد * وحشت ايران نه از يسار و يمين است
جهل و نفاق و طمع ؛ نبودن قانون * مكنت اين ملك را عدوى مبين است
* * *
ميان دو خر بهر جو جنگ شد * لگد زد يكى ديگرى لنگ شد
برآشفت از زخم و گفتا همى * تو حقا كه خر نيستى ، آدمى
سزا نيست خر خوانمت زان كه خر * نيازارد انباز خود چون بشر
شرح حال طالبوف بطور مفصل در كتاب « از صبا تا نيما » مندرج است .
( يادگار سال 5 شماره 4 - 5 - دانشمندان آذربايجان ص 254 - داستان دوستان ص 53 - 58 )
طباطبايى تبريزى ( علّامه )
علامهء بزرگ آقا سيد محمد حسين طباطبايى از مفاخر كشورمان مىباشند زندگىنامهء اين شخصيت علمى و دينى بقلم خودشان كه كاتب صادق و ناظر حاذق در اين امر مىباشند چنين است :
« در سال هزار و دويست و هشتاد و يك شمسى در تبريز در ميان يك خانوادهء علمى بوجود آمدهام در سن پنجسالگى مادر را و در سن نهسالگى پدر را از دست دادم و بمناسبت اينكه كموبيش مايهء معاش داشتيم سرپرست ما ( وصى پدر ) وضع زندگى ما ( من و برادر كوچكتر از خودم كه داشتم ) را به هم نزد و تحت مراقبت و پرستارى يك نفر خادم قرار گرفتيم . كمى پس از درگذشت پدر به مكتب و پس از چندى به مدرسه فرستاده شديم و بالاخره بدست معلم خصوصى كه به خانه مىآمد ، سپرده گشتيم و به اين ترتيب تقريبا مدت