تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠

طالب تبريزى

ميرزا ابو طالب خان از نويسندگان و سخنوران تبريزى اصل و اصفهانى مسكن سدهء 12 هجرى قمرى بود . پدرش حاجى محمد بيگ خان تبريزى در عهد نادر شاه از اصفهان به هندوستان رفت و ابو طالب به سال 1165 هجرى قمرى در لكهنو پا به عرصهء زندگى نهاد و در آنجا نشو و نما يافت عبد اللطيف شوشترى مؤلف تحفة العالم كه با وى معاشر و محشور بوده در كلكته ملاقاتش كرده و او را به استغناى طبع و استقلال مزاج ستوده و چنين نوشته است : « ميرزا ابو طالب خان بن بيگ خان تبريزى اصفهانى ، والد او در عهد نادر شاه به هند افتاده در لكهنو ماند و از او همين يك فرزند ذكور به وجود آمد ذهنى رسا و فطرتى عالى و بسى بزرگ‌منش و پسنديده اقبال است . از به دو شعور در حجر تربيت اعاظم و هوشمندان قزلباشيه تربيت يافته و به سخن‌سرايى و سخن‌سنجى رغبتى تمام دارد و مورخى بىنظير و نكته‌دانى بىمانند است ، قصورى كه در سخن‌سرايى دارد ، به فهم سخنان نيكو تدارك آن كرده به حافظهء قوى بسيار از اشعار مشكلهء قدماى شعرا را چون خاقانى و انورى و امثال ذلك از بر دارد و به سرانگشت فكرت دقيق مواضع مشكله را حل نموده است تذكرة الشعرايى دارد كه مقدار فهم و سليقه‌اش از آن هويدا است در صحبت و گرمى مجلس بىمانند است در سر كار آصف الدوله ، به استعداد ذاتى ترقى نموده در سلك امراى عظام منسلك گرديد ، ارادهء تفويض نيابت خود را به او داشت اشخاصى كه در پايهء آن كار بودند در شكست كار او كوشيدند تا او را از آن اراده بازداشتند و وى را به تدريج مضمحل ساختند و از نظر انداختند آن بلندهمت به كلكته آمده اقامت نمود پس از چندى به عزم سياحت عالم به انگلستان رفت و در آنجا از پادشاه ذى جاه و از امرا و اعاظم عزت و احتشام يافت اكنون ( 1216 ه . ق ) روزگارى به عزت دارد . مكتوبى از او از فرنگ رسيده ورود انگلستان و سلوك پادشاه و اعاظم را با خود نگاشته بود با من يگانه و دوست بىهمال و بيشتر اوقات را در كلكته با من بسر مىبرد و از صحبت روان‌پرور خويش محظوظ مىداشت در مردى و مردانگى و شجاعت و اخلاق پسنديده به كمال و در استقلال مزاج و استغنا قدوهء امثال است هرچه
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 510 | عزيز دولت آبادى