مرا ز خانه برون هردم آرزوى تو آرد * گرفته شوق گريبان من بهسوى تو آرد
هزار گونه جفا مىكند رقيب به هردم * ولى « شعورى » مسكين چسان به روى تو آرد
( دانشمندان آذربايجان ، ص 199 - الذريعة ، ج 9 ، ص 528 )
شفاى تبريزى
ملا رضا از معاريف اواخر سدهء دوازدهم و اوايل سدهء سيزدهم هجرى قمرى تبريز و از مجتهدين مسلم روزگار خود بشمار مىرفت طبعش به سرودن اشعار نيز مايل بود و « شفا » تخلص مىنمود . عبد الرزاق بيگ دنبلى در « تجربة الاحرار « 1 » » ترجمهء او را به تفصيل آورده و فضل و اخلاق او را چنين ستوده است :
گلزار فضلش از خس و خار اخلاق ذميمه پيراسته بود و ذات حميده صفاتش به فنون علوم آراسته ، خطوط سبعه را نيكو نوشتى و به اقدام ذهن وقاد و طبع نقاد بساط علم و فضل و جد و هزل درنوشتى . . . بر منبر وعظ و خطاب هنگام اظهار فصاحت و بلاغت از كلام تازى و درى درّ منضود ريختى و گرد از بحر و كان انگيختى . . .
همو در « نگارستان دارا » مىنويسد :
در اوايل عمر از شيخ مهدى فتوتى و آقا باقر مازندرانى و در اواخر حال از آقا باقر بهبهانى اخذ طريقهء اجتهاد كرد مدتى در تبريز بناى نماز و موعظه نهاد ، بعد به مشهد مقدس مشرف شد و ازآنجا به شيراز رفت و مدتى در آنجا پيشنمازى و منبردارى كرد و در نزد كريم خان زند تقرب يافت و قاضى عسكر شد بعد از فتور دولت زنديه سياحتكنان به عتبات عاليات و كردستان و عراق و قراباغ رفت و در آنجا ساكن شد بعد از زمانى به قزوين آمد و پيرامون سال 1208 هجرى قمرى درگذشت .
وى در نظم و نثر و خطب و انشا يكتاى زمانه بود و تصانيف عالى در فقه و حديث دارد و
هامش
( 1 ) - اين كتاب در مردادماه 1349 به تصحيح و تحشيهء روانشاد استاد حسن قاضى طباطبايى به وسيلهء مؤسسه تاريخ و فرهنگ ايران به طبع رسيده است .