تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
طلب مىكند و پيداست كه تا محقق عشقى واقعى به شعر و زبان فارسى نداشته باشد خود را يك‌تنه در كارى كه امروز جز يك مؤسسهء پرطول عرض پژوهشى ، و آن نيز جز با صرف هزينه‌يى فراوان و با همكارى جمعى بسيار از محققان پرشور از عهدهء انجام دادنش برنمىآيد ، درگير نمىكند . اينك كه چاپ دوم كتاب ، به پايمردى بازماندگان وى انتشار مىيابد سعى مستمرى كه تا پايان عمر استاد محقق را در تكميل اين كار به تكاپوى جدى واداشته است جلوهء ديگر دارد و تحسين و اعجاب بيشترى را در خاطر اهل تحقيق برمىانگيزد . » . . . « اينكه بعد از تقاعد از خدمت به وى سپاس‌نامه‌يى با عنوان « استاد ممتاز » داده شد ، چيزى بر شأن وى نيفزود اما آنچه دكتر مرتضوى در بزرگداشت استاد ، با بيانى موجز و لطيف بر زبان راند ، آنچه مرحوم قاضى طباطبايى در باب مراتب دانش وى در طى نطقى شيرين و پرنكته به بيان آورد و مخصوصا آنچه مرحوم ترجانىزاده در يك چكامه عالمانه و پرطنطنهء خويش در تجليل مقام دكتر خيام‌پور انشاء كرد تأثير قابل ملاحظه‌يى را كه شخصيت ادبى او در محيط فرهنگ و دانش ديار خويش برجا گذاشته بود عميق و پرجاذبه نشان داد . با آنكه در زمينهء تدريس و تحقيق شخصيت دكتر خيام‌پور در مرتبهء عالى بود ، باز ، كارآيى و بىادعايى و فروتنى مرد ، او را از لحاظ مراتب اخلاقى و انسانى نيز در مرتبه‌يى وراى عادى قرار مىداد ، تا آنجا كه من در تبريز و خارج از آن با احوال و اخلاق دكتر خيام‌پور آشنايى يافتم او را نمونه‌يى از نادره مردان عالم يافتم - مردانى صديق ، فعال ، و در عين حال عارى از تظاهر به نظير اين‌گونه مردان در مدت عمر كمتر برخورده‌ام ، و طرفه آنست كه در بين معدودى كسان هم كه آنها را از اين جمله شناخته‌ام ، تعداد زيادى مثل دكتر خيام‌پور فرزندان آذربايجان بوده‌اند . » اگرچه استاد جز به تفنّن به شاعرى نپرداخته است ، امّا نمونهء ذيل مؤيّد آن است كه « خيام‌پور » قريحهء شعر هم داشته است . انگيزهء تأليف « فرهنگ سخنوران » ؛ تصحيح تذكره‌ها نيز كه بيانگر علاقهء مفرط وى به قاطبهء شعر است . قطعا از همان منبع سرچشمه گرفته است . استاد مىنويسد : « يكى از همكاران سابق قطعه‌يى در شكايت از تبريز و تبريزيان بمطلع :