« اين است خلاصهء تحقيقات عاجزانه و محصول تتبعات ناقصهء ناچيزانه كه با اختلال حال و توزع بال و انقلاب دهر و محاصرهء شهر به رشتهء تحرير كشيده شد » . ناگفته نماند كه اين رساله آخرين تأليف آن شادروان است .
5 - « تاريخ امكنهء شريفه و رجال برجسته » اين كتاب شامل دو قسمت است . اول رسالهيى است كه به موجب خواهش حسين قلى خان نظام السلطنهء ما فى پيشكار آذربايجان دربارهء « بقعهء سيّد حمزه و بقعهء عين على و زين على و مقام صاحب الامر تبريز » در شعبان 1324 ه . ق . نوشته شده ، دوم بحثى است دربارهء زلزلههايى كه باعث ويرانى تبريز گشته ، و فايدتى در بناى باغ شمال و علت تسميهء آن . اين كتاب به سال 1332 شمسى در تبريز به طبع رسيده است .
6 - « مرآة الكتب » يا « اسماء الكتب » در 7 جلد در بيان تراجم و آثار و تأليفات علماى شيعه .
مؤلف از 1311 ه . ق . تا آخر عمرش در صدد تأليف و تكميل آن بوده و جزو شاهكار آثار شهيد سعيد بشمار مىرود و تاكنون چاپ نشده است .
7 - « مراسلات و منشآت » نامههاى اوست كه در گنجينهء آزادىخواهان و علاقهمندان آن شادروان نگهدارى مىشود و تعداد آنها در « زندگىنامه » ص 63 ، به 500 عدد تخمين زده شده است .
8 - « كتاب تسهيل زيج هندى » يا « تسهيل زيج محمد شاه هندى » در 380 صفحه ، نسخهيى از آن در كتابخانهء مجلس هست و چنين شروع مىشود :
« پس از ستايش يزدان پاك فرازندهء آسمان و گسترندهء خاك و درود نامعدود درخشندهء مهر سپهر لولاك و تابندهء بدر برج انا ارسلناك و عترت اطهار و اوصياى تاجدارش كه افلاك را خورشيد تابناك و خورشيد امامت را افلاكند . چنين گويد محرر اين مقاله و مسود اين عجاله كه اين قاصر را بعد از حصول ربط قليل به علم نجوم ، شوق تكميل آن مقتضى شد كه بعضى مقدمات زيج الغبيگى را نزد استاد مدقق فرزانه و فاضل محقق يگانه ميرزا عبد العلى خلف الصدق مولى احمد تبريزى گاوگانى تحصيل نموده نوبت به استخراج تقويم رسيد . . . » .
9 - رسالهء « اگر ملت » و « اگر ما آذربايجانيان » . آقاى فتحى در زندگىنامهء آن شهيد به اعتبار يادداشت آقاى ميرزا عبد اللّه ثقةالاسلامى از اين دو رساله نام برده كه ظاهرا هر دو گم شده است .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: عزيز دولت آبادى
ص٢٧٧