اسير تبريزى
ميرزا محمد حسين متخلص به اسير كاتب بهمن ميرزاى قاجار ، و از سخنوران سدهء 13 ه . ق . تبريز بود ، خط شكسته را خوب مىنوشت و گاهى شعر مىگفت از اوست :
دل از پى پيكان تو بيرون شد و جان هم * لازم شمرد دوست وداع سفرى را
نيش تو مرا در دل و نوش تو به اغيار * درد از تو مرا حاصل و درمان دگرى را
* * *
خواستى دل بردى از من بازگوى * گر جز اين دارى تمناى دگر
* * *
بارها با خود اين قرار كنم * كه دگر ترك عشق يار كنم
باز انديشه مىكنم كه اگر * نكنم عاشقى چهكار كنم
* * *
ز گريه سيل سرشكم بشست روى زمين را * ولى چه فايده از بخت من نشست سياهى
( نگارستان دارا ، ص 162 - دانشمندان آذربايجان ، ص 41 )
اسير تبريزى
حاج ميرزا ابراهيم پسر حاج شيخ على پسر حاج محمد امين است مادرش ، دختر مرحوم ميرزا مهدى مجتهد تبريزى معروف به قارى بود .
ميرزا ابراهيم در شعبان 1293 قمرى در تبريز تولد يافت و تحصيلات خود را از علوم معمولهء وقت مانند ادبيات و فقه و اصول انجام داد تيزفهم و با شهامت بود در شانزدهسالگى معانى و بيان و منطق و طب و فيزيك تدريس مىكرد قريحهء شعر نيز داشت و « اسير » تخلص مىنمود به تقليد الفيهء حجت الاسلام نيّر ، او نيز الفيه ساخته است كه چنين شروع مىشود :
هذا كتاب فسوة الاغنام * فى ذم كل من هجا الانام
وقتى خانهء جديدى خريد و موقع انتقال از خانهء قديم او را احساساتى روى داد و غزلى