طرزى شبسترى
از سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى است از اوست :
گفتم چه چيزم از غم گيتى كند خلاص * عشقم خطاب كرد كه طرزى فنا ، فنا
( دانشمندان آذربايجان ، ص 246 )
عبد الصمد خامنهيى
آقا شيخ عبد الصمد خامنهيى امام جمعهء خامنه بود و از علما و فضلا و ادباى اواخر سدهء سيزدهم و اوايل سدهء چهاردهم ه ق بشمار مىرفت .
مؤلف المآثر و الآثار مىنويسد : « استاد ادب است و حجت لغت عرب ، شعر را با طبعى مستقيم و قريحهء بس صحيح و سليم موزون مىسازد » .
ملا على خيابانى مؤلف كتاب علماى معاصرين مىنويسد : « مرحوم آقا شيخ عبد الصمد امام جمعهء خامنه ( والد ماجد آقا شيخ على امام جمعه كه از معاصرين حقير بود در مدرسهء طالبيهء تبريز ) از جملهء علما و فضلا و ادباى آذربايجان بود و در اواخر عمرش در نهايت پيرى در تبريز او را ديدم ، قصايد و دوازده بند مرثيهاش را ( كه مثل دوازده بند مرحوم بحر العلوم هريكى دوازده بيت است ولى مراثى صاحب عنوان هريكى در يك موضوع و مقصد است ) به بنده مرحمت فرموده و چندى از آنها را در مجلد رجب و شعبان و مجلد محرم الحرام از كتاب وقايع الايام درج كردهام و مناسب ديدم كه شطرى در اين وجيزه از قصايد آن نيز مذكور آيد » متعاقبا در حدود 60 بيت از اشعار عربى او را نقل كرده و نوشته است كه اين قصايد را سنهء 1308 به بنده مرحمت فرمود و سنهء 1311 ه ق به رحمت حق پيوست .
نمونهيى از اشعار اوست كه در تهنيت ولادت رسول اكرم ( ص ) گفته :
يا لابساً ثوب الحداد محرماً * انزع فقد وافى الربيع الاول
شهر تولد فيه من كسرت به * ايوان كسرى و الملوك تذلّلوا
انت المدينة للعلوم و بابها * الماتى منه المرتضى و المدخل