تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
اى خوشا عشق و خوشا بدناميش * عين كام آمد همه ناكاميش در تو پيدا هرچه ناپيداستى * از تو زيبا هرچه نازيباستى تا عطايش چشم رحمت باز كرد * دوزخى بر اهل جنت ناز كرد بندگى كن تا كه آزادت كنند * در خرابى كوش كآبادت كنند چند پويم در پىِ اين آرزو * شهرشهر و خانه‌خانه كو به كو چند ريزم سيل غم زاين جستجوى * دجله‌دجله ، چشمه‌چشمه ، جوىجوى ديده دريا كردم و دل غرق خون * تا چه آرم تا چه سازم ز اين فزون از طلب فارغ نبودم هيچ‌گاه * روزروز و ، هفته‌هفته ، ماه‌ماه سالها رخش رياضت تاختم * دامها در صيد معنى ساختم تا چه خواهم كرد در اين خستگى * با همه هموارى و آهستگى كبرياى عشق هستىسوز را * عالم تجريد جان‌افروز را دامن از بالاى ما بالاتر است * سوى او راه از طريق ديگر است
در نگارستان دارا و دانشمندان آذربايجان اسم او ميرزا حسين قيد شده است ( سفينهء محمود ، ص 670 - 672 - نگارستان دارا ، ص 75 - 76 دانشمندان آذربايجان ، ص 117 ، 158 - ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 74 - 75 - احوال و آثار خوشنويسان ، ج 3 ، ص 826 )

ساجدى شبسترى

مؤلفان الذريعة و فرهنگ سخنوران در مادهء ساجدى از او ياد نكرده‌اند . ولى آقاى منزوى مىنويسد : نسخه‌يى از ديوانش در دار الكتب قاهره به‌شمارهء 9 ادب فارسى طلعت ، نستعليق بىتاريخ در 50 برگ با يادداشت مورخ 1024 هست و چنين شروع مىشود : مرا ز هر دوجهان چشم بر عنايت اوست ( مخطوطات ، ج 1 ، ص 167 ) . ( فهرست نسخه‌هاى خطى ، ج 3 ، ص 2342 )