ج 2 ، ص 91 نيز مسطور است شيخ از محضر هر دو بزرگوار كسب فيض كرده است .
وى به سال 720 ه ق در شبستر وفات يافت و در وسط باغچهيى كه به گلشن معروفست در جوار مزار استادش بهاء الدّين يعقوب تبريزى به خاك سپرده شد . به سال 1267 دو لوح مرمرين بزرگ بر روى قبر هريك از آن دو بزرگوار نصب گرديد متن سنگنبشتهء شيخ محمود چنين است :
« هذا المرقد الشريف جناب شيخ المشايخ شيخ محمود شبسترى رحمة اللّه عليه كه در سراپردهء قدمقدم بر بساط فضل نهاد و از كاس اولياى كبار شربت محبت چشيد و به دست جناب قطب الاولياء مولانا بهاء الدّين يعقوب عليهالرحمه خرقهء ولايت پوشيده و در سنهء عشرين و سبعمائة در سن سى و سهسالگى از اين دار فانى به عالم جاودانى رحلت فرمود ، رحمة اللّه عليه .
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما »
تاريخ درگذشت او در « عرفات العاشقين » سال 718 ق ، و در « شاهد صادق » سال 719 ق .
قيد شده است .
آقا بزرگ در الذريعة ، ج 9 ، ص 506 از جمله منابعى كه دربارهء شيخ محمود بحث نمودهاند از تأليف حسن شفيعزاده چنين ياد كرده است :
« و فصّل احواله فى كتاب كبير الّفه حسن شفيعزادهء شبسترى الساكن باستانبول و ذكرناه فى ، ج 4 ، ص 158 » .
تاليفات او :
1 - مثنوى گلشن راز :
شيخ بزرگوار از اجلهء علماى متصوفهء زمان خود بود و دانشپژوهان در حل مشكلات خود به دو مراجعه مىكردند . چنانكه امير سيد حسينى هروى از خراسان ، نامهء منظومى كه مشتمل بر هفده سؤال بود به وى فرستاد و شيخ با اشارهء استادش بهاء الدّين يعقوب به تمامى سؤالات جواب گفت كه به « مثنوى گلشن راز » موسوم و معروف است . اين مثنوى مجموعا 990 - 993 بيت مىباشد .
سؤالات امير حسينى به سال 717 ه ق به شيخ رسيده است چنانكه در مثنوى گلشن راز فرمايد :