والهى اردبيلى
ظاهرا از شاعران سدهء يازدهم هجرى قمرى است . صايب در بياض خود اين بيت او را نقل كرده است :
خدنگش مىگذشت از سينه ، دل بگرفت پيكانش * چو مهمانى كه ناراضى رود گيرند دامانش
( اين بيت در صحف ابراهيم به نام الهى اردبيلى آمده است احتمال مىرود كه والهى محرفى ازو ، الهى باشد ) .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 393 )
وفايى اردبيلى
از شاعران اواسط سدهء دهم هجرى قمرى است ، سام ميرزا مىنويسد :
از شعرايى است كه نو پيدا شده . اين مطلع از اوست :
فداى سرو قدت جان من ، جوانى من * مباد بىتو دمى عمر و زندگانى من
( تحفهء سامى ، ص 275 - صبح گلشن ، 596 - دانشمندان - آذربايجان ، ص 394 )
همت اردبيلى
محمد زمان بيگ متخلص به همت از اتراك اردبيل است . مدتى در قلعهء حويزه « 1 » كوتوال بود . بعد ترك آن كرد و به خدمت محراب بيگ ولد گدا على درآمد . گدا على بيگ كه حاكم دورق شد او را با خود همراه برد بعد از فوت او « همت » به اصفهان رفت و بعد از مدتى به خدمت زمان خان حاكم كوهكيلويه پيوست و در همان اوقات رخ در نقاب خاك كشيد .
طبعش خالى از لطف نبود از اوست :
هامش
( 1 ) - حويزه يا هويزه و دورق يا دراك از شهرهاى قديمى خوزستان بوده است .