گردبادآسا در اين ويرانه گردش مىكنيم * نقش پايى هم نخواهد ماند از ما بر زمين
رباعى :
در عالم ايجاد اگر خوار توام * بىقدر متاعم و به بازار توام
مخلوق توام اگرچه طاعت نكنم * در كار تو نيستم ولى كار توام
هرچند كه تاريخ فوت شاعر به تحقيق مشخص نيست ولى از نوشتهء نصرآبادى پيداست كه سالها قبل از تأليف تذكرهء وى ( 1083 - 1090 ) درگذشته بوده است .
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 390 - 391 )
يعقوب اردبيلى
ظاهرا از سخنوران سدهء دهم ه . ق . است . در هفت اقليم ( مؤلفهء 996 - 1002 ) مسطور است كه وى با فرط فضيلت آداب سپاهيگرى را نيك مىدانسته و به چند زبان شعر مىگفته از آن جمله است :
اشته دستت بلاگلگون كريته * تو به دستان هزاران خون كريته
در آيينه نظر كن تا بوينى * كه وينم زندگانى چون كريته
معنى : دستت را اى بلا گلگون مىكنى
تا به دستان هزاران خون كنى
در آيينه نظر كن تا ( خود را ) ببينى
تا ببينم كه چگونه زندگانى خواهى كرد
( يعنى شيفتهء خود مىشوى و زندگى برايت مشكل مىشود )
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 257 - 258 - دانشمندان آذربايجان ، ص 401 - نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، سال 7 ، شماره 4 )