تا چند بجوشم ز تف خود چو عصير * شبگيرى ازين باديه باقى شبگير »
« خلاصة الاشعار »
اشعار باقى در خلاصة الاشعار در حدود 157 بيت است و اين مقدار از آن انتخاب شد ، بهطورىكه استاد محمد هدايت حسين در مقدمهء مآثر رحيمى ( ص 15 ) بنقل از تاريخ محمدى آورده ، وفات ملا عبد الباقى نهاوندى در سال هزار و چهل و دو واقع شده است ، و از نوشتهء تقى الدّين اوحدى چنين مستفاد مىگردد كه چشمانش را نقصانى بوده ، چنان كه گويد : « ديدهء ضميرش در سخن بخلاف چشم ظاهرش گشوده و بينا بود » .
نهاوندى ترجمهء خود را در مآثر رحيمى ( 3 / 1535 - 1576 ) بتفصيل مذكور داشته ، در تذكرهء نصرآبادى ( ص 124 ) و مجمع النفائس و جام جهاننما و عرفات - العاشقين نيز شرح حالش مسطورست ، و ما اينك نوشتهء صاحب عرفات را بعنوان تكمله نقل مىكنيم :
عبد الباقى نهاوندى [ به قلم صاحب عرفات ]
« ديدهور جمال هنرمندى عبد الباقى نهاوندى جوانى بغايت خوشطبيعت و خوشاختلاطست ، در ياريها تمام ، و در سخن ما لا كلام ، و وى برادر كهين آقا خضرا است كه مدتها مستقلا در كاشان حاكم مطلق بود و از قبل شاهعباس حسينى و بيگم عمهء بزرگوار ايشان كه كاشان را دربسته بوى مفوض داشته بودند ، و عبد الباقى را شعلهء ادراكى بلند و استقامت طبع و ذكاى ضمير بمرتبهء عالى بود ، گاهى مرتكب شعر شده خوب مىگفت ، ديدهء ضميرش در سخن بخلاف چشم ظاهرش گشوده و بينا بود ، و اكنون در دكن است ، بعد از قتل آقا خضرا در ايران نتوانست بسركرد ، گويند اكنون تذكرهگونهيى بنام خانخانان مىنويسد ، و اشعار مداحان او را جمع يك جا كرده است .