و با وجود اين حالت بيشتر اوقات در زمرهء اصحاب انتباه و عارفان آگاه و اعاظم فصحا و اكارم بلغا استيناس دارد ، و در عرصهء نكتهورى و سخنسنجى زين بيان بر مراكب مسرعهء افكار بسته ، در مضمار حسن طبيعت از اقران و اكفاء مسارعت و مبادرت مىنمايد و بسبب حالت عشق و مودت بر سبيل غزلسرايى و وصافى محبوبان صبيح و معشوقان مليح اشعار مسرت بيان از گنجينهء خاطر بعرصهء ظهور مىرساند ، و اكثر آنها را بر نكتهدانان ذهن و بذلهگويان فطن گذرانيده بتحسين و تعريف از موزونان ممتاز و سرافراز مىگردد ، و در طرز رباعى كه ستودهتر شيوه است ، آن جناب را تتبع استاد و مرشد خود ازهد الزاهدين و اعظم اصحاب الحق و اليقين امير مغيث الدّين محوى همدانى مىنمايد ، و مضامين بديعه و معانى عجيبه در آن قسم سخن بقلم گوهربار بر صفحهء روزگار مىنگارد ، و الحق هر گوهر شبچراغى كه از بحر خاطرش بيرون مىآيد ، افسر تارك خرد را لايق گشته ، و هر نوعروس كه از كلبهء طبعش بر حجله خانهء ظهور جلوه مىكند ، غيرت لؤلؤ مرجان آمده ، در شيوهء نثر و انشا نيز قدرتى تمام دارد ، و مناشير و مكاتيب و عرايض و احكام در مدعيات متنوعه بىتأمل و تفكر مىنويسد ، مشتمل بر لفظ و تركيب خوشآيندهء منقح ، و از ركاكت و حشو و كراهت در سمع و كثرت تكرار سالم و خالى ، شاهد اين معنى آنكه بعد از جمع و ترتيب انفاس متبركه و رباعيات متخيلهء سيادتپناه مشار اليه بالتماس وى ديباچهيى بر آن منظومات نوشتهاند كه خرد خردهدان و عقل دانشمنشان و نكتهسنجان در آن حيرانست ، و فى الواقع لياقت آن دارد كه بنور بر پيشانى خود نويسند ، و اگر آن ديباچه را به نظر درآرند معلوم گردد كه اين توصيف از رعونت تكلف دورست ، و از شايبهء خوشآمد و تصلف مهجور .
از جملهء منظومات اين زبدهء اخوان الصفا چند سر قصيده و چندين ابيات غزلست و رباعى چند كه درين خلاصهء دلگشا مرقوم كلك مشكين سلك مىشود ، بمنه و جوده و كرمه .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 749
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٧٤٩