تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
بود ، فقير تا به اين وادى افتاده‌ام ، و به خدمت اين حضرات رسيده‌ام ، منشى به خوش‌ادراكى و عبارت‌آرايى او نديده‌ام » . شاه اسماعيل ثانى پس از كشتن سلطان ابراهيم ميرزا كه در آخر روز شنبهء پنجم ذيحجهء سال 984 هجرى در قزوين واقع شد ، « 1 » قاضى احمد را مأمور به تتبع ارباب سير و نگارش خلاصة التواريخ كرد . در 988 در تبريز بوده ، و در گلستان هنر آورده كه مولانا على بيگ تبريزى خوشنويس را در آنجا ملاقات كرده است . اواخر سال مزبور از جانب سلطان محمد خدابنده بخدمتى مأمور شده است ، چنان كه در خلاصة التواريخ ذيل وقايع سال 988 مىنويسد : « در ذيحجهء اين سال استيفاء دفتر شرعيات با وزارت ديوان الصدارة العلية العالية بمؤلف اين كتاب از ديوان پادشاه معلى القاب مفوض شد » . در 1007 هجرى بسعايت مير صدر الدّين محمد بن ميرزا شرف‌جهان قزوينى مغضوب شاه‌عباس شده و از منصب خود معزول گرديده به قم رفته است . در سال 1015 مولانا محمد امين عقيلى رستمدارى اردبيلى را كه از خوشنويسان زمان بوده در دارالسلطنهء قزوين ملاقات كرده و شرح آن را در گلستان هنر مسطور داشته است ، و از اين تاريخ ببعد سندى دربارهء حيات و ممات قاضى احمد در دست نداريم « 2 » . در گلستان هنر آمده است كه حافظ قنبر شرفى استاد خط ثلث كه اصلا حبشى
هامش
( 1 ) - در لغت‌نامه ( ص 267 ) آمده است كه : « ابراهيم ميرزا . . . به امر جد خود اسماعيل بقتل رسيده است » يعنى شاه اسماعيل اول پنجاه و چهار سال پس از مرگ خود دستور كشتن ابراهيم ميرزا را داده است . ( 2 ) - در الذريعة ذيل خلاصة التواريخ سال وفات قاضى احمد 1001 و نام پدرش مير محمد ثبت شده است .