گويى و سرعت كتابت و علم سياق نيز بىمانند بوده ، در تمامت عمر از مجاهدات با نفس و رياضات و طاعات و عبادات و اجتناب از محرمات و مكروهات دست بازنداشته و در هفتاد و هفتسالگى در آستانهء عبد العظيم رى شب جمعهء هفتم شهر ذي قعدة - الحرام سنهء 990 هجرى وفات يافته و هم دران آستانه مدفون گرديده است . مولانا عبدى جنابدى در تاريخ فوت او گفته است :
قطعه
سپهر شرف مير منشى كه بود * فلك را سر قدر بر پاى او
چو از گلشن دهر دلگير شد * رياض جنان گشت مأواى او
چو تاريخ جستم ز پير خرد * بگفتا : « بهشت برين جاى او »
قاضى احمد در حجر تربيت چنين پدرى پرورش يافته ، از يازدهسالگى تا سى و يكسالگى نيز در ظل عنايت و حمايت سلطان ابو الفتح ابراهيم ميرزاى جاهى صفوى قرار گرفته ، در دربار او مدت بيست سال از محضر استادان نامدار زمان استفاضه كرده بكمال هنرمندى و فضل و دانش رسيده است .
ولادت وى در سال 953 واقع شده است ، و خود او در خلاصة التواريخ ( جلد پنجم ) ذيل وقايع اين سال چنين مىنويسد : « ولادت مؤلف اين كتاب قاضى احمد بن شرف الدّين حسين الشهير به مير منشى در دارالمؤمنين قم سحر روز پنجشنبهء هفدهم شهر ربيع الاول اين سال وقوع يافته »
نسبت ابراهيمى او و پدرش بسبب بستگى بدربار سلطان ابراهيم ميرزا بوده ، چنان كه در گلستان هنر در ترجمهء شاهزادهء مزبور آورده است : « . . . و انواع هنرمندان و پيشهوران از هر صنعت و كارى كه بود ايشان را بنوعى تربيت فرمود كه هريك وحيد زمانه و يگانهء دوران شدند ، و همگان بعد از اسم خود ابراهيمى قيد فرموده آن را اتمام به اين همايون نام داده و مسجل ساختند » .