تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
در يازده‌سالگى همراه پدر خود در ركاب سلطان ابراهيم ميرزا به مشهد رفته و مدت بيست سال در آن شهر مقدس بسرده است ، و خود اين مطلب را در گلستان هنر ضمن احوال مولانا نظام الدّين شاه محمود زرين‌قلم نيشابورى متوفى 972 چنين بقلم آورده است : « فقير راقم در ايام صبى در شهور سنهء اربع و ستين و تسعمائه به مشهد مقدس رسيدم و مدت بيست سال در آن روضهء خلد مثال بودم ، مولانا به همان منوال اشتغال داشت ، يك‌دو مرتبه بواسطهء تيمن و تبرك به خدمت ايشان رسيده بقلم سرمشق گرفتم » . درين سفر مالك ديلمى متوفى 969 نيز با ايشان بوده و قاضى احمد در مشق خط ازو استفاده كرده است ، چنان كه در ترجمهء وى مىنويسد : « . . . و در شهور سنهء اربع و ستين و تسعمائه همراه نواب ميرزايى به مشهد عالى رفت ، و يك سال و نيم در آن روضه مقيم بود ، در آن اوان فقير گاهى كس فرستاده سرمشق ازيشان مىگرفتم » . در ترجمهء استاد مير سيد احمد حسينى مشهدى متوفى 986 گويد : « فقير دومرتبه كه بمشهد مقدس رفتم و بمطالعه اشتغال داشتم « 1 » ، گاهى مشق از حضرت مير گرفته تعليم ازو مىگرفتم ، و در سلك شاگردان او منتظم بودم ، مير مفردات و مرقعى و قطعهء بسيارى باسم فقير كه همنام ايشان بودم نوشته ، آنها همه بواسطهء انقلاب زمان و حوادث دوران و ناسازگارى چرخ بوقلمون از دست برفت » . در خلاصة التواريخ ذيل وقايع سال 980 كه تاريخ فوت مصلح الدّين لارى را ثبت كرده است ، مىنويسد : « فقير مؤلف در سنهء اربع و سبعين و تسعمائه كه به زيارت عتبات رفتم ، در بغداد وى را در خدمت پادشاه مذكور ( - سلطان سليمان ) ملاقات نمودم » . در گلستان هنر ذيل نام قاضى عماد الاسلام اردوبادى دم از اهليت خود مىزند و مىگويد : « منشى بىبدل بود و قرينهء خود نداشت ، و در خطوط سته و خط تعليق سرآمد روزگار
هامش
( 1 ) - ظاهرا سفر دوم وى به مشهد بعد از كشته شدن سلطان ابراهيم ميرزا بامر شاه اسماعيل ثانى در 984 بوده و يكى دو سال بيشتر دوام نداشته است .