برهانه ، اگرچه ترك ادب و گستاخيست اما چون اعليحضرت فلكمرتبت را ميل تمام بدين كار معجزآثار بود ، و درين فن استاد بودند ، تيمنا و تشرفا لهذا النسخة الشريفة ، و تزيينا و تبركا لذا الرسالة المنيفه ، اسم مبارك آن جنتمكان را ذكر نمود ، در به دو حال بمشق خط نستعليق و مشق تصوير رغبت داشتند » صفحه بهمينجا پايان مىپذيرد .
از همين مختصر بدست مىآيد كه تغييرات و اضافات بعدى مؤلف در تدوين دوم كتاب گلستان هنر بر چه منوال و تا چه مقدار بوده است .
چاپ گلستان هنر :
خوشبختانه تصحيح و تحشيهء اين كتاب عزيز و نفيس از طرف ادارهء كل هنرهاى زيبا بدوست شاعر دانشمند آقاى احمد سهيلى خوانسارى واگذار شده است و در آيندهء نزديكى طبع و نشر خواهد يافت .
ترجمهء مؤلف
با آنهمه خدمتى كه قاضى احمد بتاريخ و هنر و ادبيات ايران كرده و در تأليفات نفيس و گرانقدر خود نام خطاطان و شاعران و هنرمندان را جاويدان ساخته است ، هيچيك از مورخان و تذكرهنويسان عصرى متعرض نام و سرانجام وى نشدهاند ، و بيشتر تعجب در اينست كه چرا اسكندر بيگ منشى كه شاگرد رشيد و دستپروردهء وى و او را بمنزلهء فرزند بوده ، حق تربيتش را ادا نكرده ، و در تاريخ عالمآراى عباسى بذكر احوال استاد عالىقدر خود نپرداخته است « 1 » .
هامش
( 1 ) - قاضى احمد در گلستان هنر ترجمهء اسكندر بيك منشى را چنين آورده است : « فقير را بمنزلهء فرزندست ، اوصاف حميده و اخلاق پسنديده بسيار دارد ، در ابتداى حال بدفترخانهء همايون رفته در دفتر شرعيات بنويسندگى اقدام مىنمود ، در خط نستعليق بسيار نويسندهء خوشنويس شدند ، چون استيفاى آن دفاتر براقم مفوض شد ، فقير آن مهم و دفاتر را به او بقيهء حاشيه در صفحهء بعد