تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
به اين خوبى بس آسانست در دلها وطن كردن * بشو گر مىتوانى يكدم از خاطر فراموشم
* * *
مىروم خود بخبرگيرى بزمش امشب * تاب دير آمدن قاصد و پيغامم نيست

فى الرباعية

بيمار غمت خط امانى دارد * مقتول تو عمر جاودانى دارد خاكستر آنكه در تمناى تو سوخت * خاصيت آب زندگانى دارد
* * *
با ياد تو كيفيّت شادى غم را * با وصل تو لذت طرب ماتم را آن‌كس كه ز رخسار تو برداشت نقاب * از چشم من انداخت همه عالم را
« خلاصة الاشعار »

انتخاب از ديوان قاسمى

سوداى تو در سينهء منصور نگنجد * غوغاى سر كوى تو در طور نگنجد دلسوزتر از نالهء ما نيست نوائى * اين نغمه در ابريشم طنبور نگنجد از عشق تو در سينهء شوريدهء من هست * آن شور كه در حوصلهء طور نگنجد بر فضل و هنر ناز كند نظم تو قاسم * جز نام تو در صفحهء منشور نگنجد