تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
و يگانهء زمان خودست ، و در فنون علوم خصوصا تفسير و معانى بيان سرآمد فضلاى دوران . مدتها در دار الموحدين شيراز نزد افاضل آنجا خصوصا ملا ميرزا جان بطلب علم مشغولى نموده و اكثر متداولات فنون معقول بر آن قدوهء علما گذرانيده ، و الحق مهارتش در اكثر فنون معقول و منقول بجايى رسيده كه هيچش درنمىبايد . در شهور سنهء اثنى و تسعين و تسعمائه ( 992 ) بدار المؤمنين كاشان آمد ، و چون اين كمينه بصحبتش رسيد ، بغايت خوش‌فهم و درست‌سليقه نمود ، و قطع نظر از فضائل و كمالات علمى ، خلق و تواضع و هموارى ادبش نه در آن مرتبه است كه در شرح و بيان آيد ، و در شعرشناسى نيز درجهء كمال دارد ، و گاهى بشعر گفتن مشغولى مىنمايد ، و شعر غزل چنين مىگويد :

انتخاب غزلياته

چو اجزاى وجودم هريكى درد دگر دارد * طبيب درد من از من كدامين درد بردارد معاذ اللّه اگر در چشم خلق آيد جمال او * به اين خوبى كه در دلهاى مشتاقان گذر دارد تو در خواب و خيال غمزه‌ات در كاوش دلها * تو آراميده و عشق تو در جانها اثر دارد چنان قاسم ز مژگان تو مىنالد كه پندارى * كه در دل خنجر الماس و پيكان در جگر دارد
* * *
ز بس با طبع شوخش ناز و تمكين يار مىباشد * گر اندك التفاتى مىكند بسيار مىباشد