1336 مطابق 1957 ميلادى نيز بدعوت اصل چهار صباحى چند در كشور امريكا بسير آفاق و انفس سپرى گرديد . ضمنا در اثر آشنائى بالسنهء خارجى در طول زمان كتب و رسائلى كه غالبا از زبان فرانسه ترجمه شده است مانند مسافرت بايران بمعيت سفير كبير روسيه بقلم موريس دو كوتزبوئه ، و مسافرت بارمنستان و ايران بقلم پىيراميليين آمده ژوبر ، و سفرنامهء عبد الكريم در ركاب نادر شاه ، و كليّات راجع بتاريخ سياسى اروپا بقلم ارنست لاويس ، و مردمگريز بقلم موليير ، و شاهنامهء ثعالبى نيشابورى ترجمه از عربى انتشار يافته ، دو رسالهء مختصر نيز راجع بحقوق اساسى و اصول محاكمات حقوقى ، و چند منظومهء مختصر از اشعار اينجانب بنام آب حيات و درفش ايران و حقايق عريان بطبع رسيده است . از نهم خردادماه 1339 نيز بتأليف تذكرهاى بنام گلزار جاويدان اشتغال دارد كه تا حال چندين هزار سخنور بنام و نشان در آن وارد و هنوز افرادى را كه از قلم افتاده است بدان مىافزايد . خود نيز در طول زمان سخنانى پريشان بنام شعر بر اوراقى نگاشته بكنجى فكندهام كه سال قبل قسمت اعظم آن را نابود كردم . قسمتى هم كه باقيست نمىدانم از دستبرد حوادث مصون خواهد ماند يا نه و السلام .
ازوست :
غنا
خردهگيرى ز عالمى پرسيد * كه غنا چيست ، و آن چراست حرام
استماع نواى خوش زچهرو * منع شد در شريعت اسلام
چون جوابش نگفت ، بار دگر * نظرش را نمود استعلام
سر برآورد و گفت مىدانى * كه غنا چيست اى نكو فرجام
بانگ كفگير و ديگ تو چو رسد * به فقير گرسنه موقع شام
پاسخ امپراطور ژاپن بافسر خويش
پادشاهى دلير و با فرهنگ * بود با خصم خويشتن در جنگ
پسرى داشت اندر آن ميدان * در شجاعت چو رستم دستان