تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
ظهورى و رسائل طغراى مشهدى و انشاى بيدل و انشاى نعمت خان عالى ، و در مثنويات سكندرنامه و مثنوى راسخ ، و در علم اخلاق اخلاق جلالى ، و در دواوين ديوان مظهر و ديوان غنى و ديوان ناصر على و ديوان اسير و ديوان اول عربى آزاد از سبعهء سياره و فن عروض و قافيه درس گرفته علم افتخار بميدان اشتهار افراشتم ، و در عربى تا فوائد ضيائيه المشهور بشرح ملاى جامى به خدمت مولوى جمال الدّين احمد و در عقايد و فقه و حديث به قدر ما يحتاج از جناب قاضى الملك بهادر و مولوى ارتضا عليخان بهادر حظّ وافى برداشتم ، مشق خط عربى و فارسى از خوشنويس موصوف و عنايت حسين خان خوشنويس ساختم ، و پيش حضرت و الا مشق سخن نموده به ترتيب ديوان مختصر برابر ديوان مظهر پرداختم ، اگرچه خودستايى سنت سنيّه شعراست ، و در هر مقام مناسب برگزيده و پسنديدهء اين‌ها ، لكن اين حق‌پسند آن را يك طرف نهاد ، به حكم آية كريمه و اما بنعمة ربك فحدث شكر نعماى منعم حقيقى بجا مىآرم ، و اندكى از بسيارى عنايات سرمدى مىنگارم ، كه اشهب خامه‌ام در تنگ زمين شعر كمال جولانى دارد ، و ميدان غزل طرحى در عرصه يك‌دو ساعت طى مىسازد ، بارها پيكر اين مقدمه به نظر ارباب مشاعره جلوه‌گر گرديده ، و آهنگ اين زمزمه بپردهء گوش ايشان رسيده ، ذهن مستقيم من باندك تأمل ادراك مضمون دشوار مىنمايد ، و طبع سليم من در ميان صواب و خطا تفرقه مىكند ، بتقليد كلام سيد شاه ناصر على قدس سرّه حرف مىزنم ، و ايشان را درين فن مقتداى خود مىدانم » . ( ازينجا بذكر مناقب شاه ناصر على و اعتراضات واصف بر كلام او و دفع اعتراضات مزبور پرداخته « از ص 66 تا 95 » و بعد اشعار خود را آورده است كه ذيلا منتخبى از آن ذكر مىشود ) .
صد چاك همچو گل بگريبانم آرزوست * چون گردباد سر به بيابانم آرزوست