تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
و بعضى ابيات عاشقانه‌اش نيز مرقوم گشت :
گل همان به كه بهر حرف نيندازد گوش * ور نه درد دل مرغان چمن بسيار است
* * *
آشنايى به تو آن‌طور دلم مىخواهد * كاشنا را به تو بيگانه توانم ديدن
* * *
عاشق منم كه بار غم يار مىكشم * شد عمرها كه محنت بسيار مىكشم »
ترجمهء ديگر : در وقايع سال 952 مىنويسد : « مولانا سلطان محمد صدقى استرآبادى كه از مشاهير شعرا بود ، و پيوسته ميان آن جناب و مولانا حيرتى بواسطهء بحث شعر نزاع بود ، درين سال در ماه رجب مهر سكوت بر لب نهاد ، از جملهء تصانيفش شرح مطالع و ديوان قصايد و غزليات ، چون شرح حال مولانا را در تذكرة الشعراء به تفصيل در سلك تحرير درآورده اين ابيات از اشعار مولانا مرقوم مىگردد : قصيده
ياقوت آبدار لبت قوت جان دهد * لب‌تشنه را بچشمهء حيوان نشان دهد زاهد كجا عمارت ميخانه از كجا * كار منست آن ، اجلم گر امان دهد باز گرسنهء چشم ، بدور عدالتت * گنجشك را بخانهء چشم آشيان دهد
و ايضا فى ساقىنامه
گرفتم كه از يمن اقبال و بخت * شدى در جهان صاحب تاج و تخت بكشورستانى فريدون شدى * بمال و زر افزون ز قارون شدى سخن مختصر جملهء عالم‌تر است * سليمانى و افسرت عرش ساست