نه اين اعتبارات بىاعتبار * همه نيست گردد سرانجام كار ؟
و اين دو بيت نيز از همين ساقىنامه بخاطر بود ثبت افتاد :
بسى به بود گبر نيكوسير * ز دنياپرست و خدابىخبر
اگر لات و عزى پرستد كسى * از آن به كه دنيا پرستد كسى »
مقايسهء بعضى از حوادث تاريخى خلاصة التواريخ با احسن التواريخ :
حسن بيگ روملو در وقايع سال 967 مىنويسد :
« هم درين سال عيسى خان پسر لوند بيك حاكم گرجستان بسعادت اسلام رسيده منظور نظر كيميا اثر آن حضرت گرديد » « احسن التواريخ ، ص 413 »
قاضى احمد مىنويسد :
« در روز سهشنبه پانزدهم شهر جمادى الاول اين سال عيسى خان پسر لوند بيك حاكم گرجستان بسعادت اسلام رسيده منظور نظر كيميا اثر آن حضرت گرديد ، و شاه عالميان او را برتبهء فرزندى سرافراز ساختند ، و در تاريخ اسلام وى مرحوم قاضى عطاء اللّه رازى اين رباعى را گفته :
عيسىنفسى چو صبح تابان از صدق * آورد به ارشاد شه ايمان از صدق
تاريخ چو فرمود شه دين ، گفتم : * عيسى لوند شد مسلمان از صدق
بعد از آن شاه عالميان در تربيت و رعايت عيسى خان كوشيده و او را در دولتخانهء قديم كه سلطان بايزيد مىنشست جاى داده ، الكا و مقررى جهت او تعيين فرمودند ، و غدغن شد كه بطريق ساير شاهزادهها احدى از كوزه و سفرهء او آب و طعام نخورد ، و امر شد كه منشيان عطارد بنان تفصيل اين واقعه را بقلم خجسته رقم آورده به مشهد مقدّس معلّى مزكى نزد شاهزاده ابو الفتح ابراهيم ميرزا فرستند ( و منشورى