مصحح در صفحهء ( كا ) از مقدمه مىنويسد كه : « يك نسخهء ديوان نامى نزد سيد نور عليشاه معصومى موجودست ، سيد على محمد راشدى تمامى آن را بقلم خود نقل كرده ، و بنده اشعار ذيل را از آن منتخب كردهام ، و خيلى جاى تعجب است كه در تمام ديوان قصيدهيى در مديح كسى يافت نشد » .
اشعارى كه مصحح تاريخ سند از ديوان مزبور نقل كرده است كلا از ديگرانست ، و معلوم مىشود كه در اصل جنگى از اشعار بوده و بعدها اولاد و احفاد نامى آن را ديوان جدّ امجد خود دانستهاند . از اشعار منقول از ديوان مزبورست قصيدهيى از سعدى بمطلع ذيل :
اول دفتر بنام ايزد دانا * صانع و پروردگار و حىّ و توانا
( ص ، كا )
و قصيدهء ديگرى از سعدى بمطلع ذيل :
روزى كه زير خاك تن ما نهان شود * وانها كه كردهايم يكايك عيان شود
( ص ، كج )
تاريخ معصومى از تواريخ معروفست و با آنكه مؤلف از شعرا و فضلاى مشهور زمان خود بوده تراجم اين گروه را خيلى باختصار آورده است ، ولى همان مختصر هم مفيدست ، از جمله :
« مولانا مصلح الدّين لارى ، بغايت دانشمند و متبحر بود ، و علوم عربيه را خوب مىدانسته ، مدتى بافادهء درس شاه حسن قيام داشته ، در شهور سنهء احدى و خمسين و تسعمائه ( 951 ) بداعيهء حج رخصت نموده متوجه مكهء معظمه گرديد ، و از نتايج طبع او شرح شمايل نبوى و حاشيهء تفسير بيضاوى و شرح فارسى منطق و رسائل ديگر مشهورست » . ( ص 204 )
ديگر : « شاه جهانگير هاشمى - از اولاد شاه طيّب هروى شاعرى بوده بليغ و شيرينكلام