و نيز دو ديوان غزل دارد شامل پنج هزار بيت ، و دو ساقىنامه و يك ديوان رباعيات .
مفردات معصومى كه كتابيست در طب نيز از تأليفات ويست .
مير معصوم بسيار خوشخط و در كتيبهنويسى يگانه بود . كتيبهء دروازهء قلعهء اگره و مسجد جامع فتحپور به خط اوست ، و در ميان درياى پنجاب كه گرد بهكرست ، عمارتى ستياسرنام بنا نهاده ، كه از نوادرست ، و « گنبد دريائى » ( - 1007 ) تاريخ آنست ، و بجز اين بقاع خير بسيار بنياد كرده است .
مزارش در سكهر جنب بهكر واقعست كه از بناهاى خود اوست ، و « عمارت سر كوه - 1002 » تاريخ آنست .
ابيات ذيل از مير معصوم است كه بر سنگ مزارش نقر گرديده است :
اى آمده بر مزار نامى * وز آمدنت شده گرامى
چون آمدهيى زيارتى كن * وز فاتحه يك اشارتى كن
از مرحلهء جهان غمناك * شد منزل ما سراچهء خاك
رحمى رحمى كه بس غريبيم * وز عيش زمانه بىنصيبم
جان قاصد راه آن جهانست * اينجا دوسه روز ميهمانست
همپايى شعله كن برفتار * همگامى برق كن شرروار
اين راه بود دراز و باريك * وين خانهء گور تنگ و تاريك
سنگى كه نهاده بر مزارست * سرتاسرش از غمم فگارست
بشكافى اگر درون آن سنگ * گر سنگ بود دلت شود تنگ
محتاج لطيفهء دعاييم * گو فاتحهيى كه بينواييم
از كتاب معدن الافكار :
بحر ز گرداب شده كاسهگر * تا نمى از جود تو يابد مگر
از كتاب حسن و ناز :
حديث لعل آن سرچشمهء نوش * شده پيرايهء لب چون در گوش