تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
سال ديگر در ماوراءالنهر و بدخشان و كابل و كاشغر ، روز ششم جمادى الاولى سنهء 937 ه در آگره وفات يافت و جنازهء او را حسب الوصية به كابل برده در گذرگاه آن شهر بر دامنهء كوهى مدفون ساختند و بر آن باغى مشهور بنام بابر ساخته شده كه از متنزهات شهر كابل است و لوح و سنگ تربت او را جهانگير پادشاه در سفر كابل ( سنهء 1016 ) نصب كرده است و مولانا شهاب الدّين معمائى متخلص به حقيرى در تاريخ وفات او و جلوس همايون پادشاه گفته است :
شه خسروان شاه بابر كه داشت * دوصد بنده ماننده جمشيد و كى محمد همايون بجايش نشست * چو طومار عمرش اجل كرد طى چو پرسند تاريخش از تو بگوى * « همايون بود وارث ملك وى »
ابو الفضل علامى گويد كه : « آن‌قدر مشقت و تردد كه در مهام تسخير ممالك آن حضرت را پيش آمده كم پادشاهى را روى نموده باشد ، و آن مقدار دليرى و دلاورى و توكل و تحمل كه آن حضرت بنفس نفيس در معارك و مخاطر بر خود روا داشته‌اند مقدور بشر نيست » . « اكبرنامه 1 : 87 » در طبقات اكبرى مسطورست كه « بعضى از خصوصيات احوال اين پادشاه جهان‌پناه از غرائب امورست ، از جمله يكى آنكه بموزهء دو پاشنه بر كنگره‌هاى قلعه جسته جسته مىدويدند ، و گاهگاه دو آدمى در بغل گرفته از كنگره‌يى به كنگره‌يى مىجستند ، خطى اختراع كرده كه آن را خط بابرى ناميده بودند ، و به آن خط مصحف كتابت كرده به مكه فرستاد . شعر فارسى و تركى خوب مىگفت ، و تربيت فضلا و علما بسيار مىنمود و كتابى در كلام و فقه حنفى به زبان تركى بنظم درآورده كه مبين نام « 1 » كرده‌اند ، و رسائل عروض ايشان مشهورست ، و وقايع خود را بتركى نوشته داد فصاحت داده‌اند . » « طبقات اكبرى 2 : 28 »
هامش
( 1 ) - بدائونى گويد : « . . . و كتابى دارد در فقه حنفى مبين نام بفتح ياى مثناة و شيخ زين شرحى بر آن نوشته مبين نام بكسر ياء » « منتخب التواريخ 1 : 343 »
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 463 | أحمد گلچين معانى