نكرده ، تأسف خورده است كه چرا دربارهء اين قوم شريف ! كه از عهد يافث بن نوح به كار ملكدارى پرداختهاند ، با وجود آنكه : « الحال نيز قوم قاجار مغول در مملكت ايران پادشاهى مىكند » كتابى كه شجرهء نسب و تيرهها و شعب مختلف اين قوم را نشان تواند داد برشتهء تأليف كشيده نشده است ، و مىگويد كه : « در هندوستان در اقوام مغول غلطى پيدا شده ، حتى كه سلاطين گوركانيهء برلاس را چغتائيه پندارند اجداد ايشان از امراى پادشاهان چغتايى بودند ، ليكن در هندوستان قوم ايشان را چغتايى نوشتند ، خواستم كه رفع اين غلطى نمايم ، حتى الامكان سعى نمودم كه احوال اقوام مغول بشرح و بسط برنگارم . . . و اين كتاب را بخطاب اويماق مغول موسوم نمودم ، و مشتمل بر دو باب كردم ، باب اول در احوال قوم مغول و باب دوم در تفصيل اجمال سلاطين مغول » ( ص 4 - 6 )
وى در حال تأليف و طبع كتاب نزد واليهء سونكره بانتظام مهام رياست و نظم و نسق امور آن سامان اشتغال داشته است .
مولوى محمد حسين صاحب احمدآبادى در تاريخ طبع اين كتاب گفته است :
قطعه
جناب خان آغا جان محمد * بليغ يلمعى اسنى الفحول
درين ايام خوش تحرير فرمود * كتابى پاكتر از هر فصولى
و لم يرقم بهذا الطرز قطعا * كتاب فى اويماق المغول
جزاه اللّه فى تأليف سطر * رآه الخلق بالعين القبول
و هان ان شئت عام الطبع منى * فقل : عجب اويماق مغولى
1319 ه . ق .