بوعظ مىروم و زارزار مىگريم * بدين بهانه ز هجران يار مىگريم »
( ص 74 )
و در ترجمهء ديگر مجالس النفائس بقلم حكيم شاه محمد قزوينى آمده است :
« مولانا مجنون ، مشهدى است ، و خوشطبع بود ، و از حسن خط حسن حظ داشت ، و خط باژگونه را نيكو مىنوشت ، چنان كه همهكس از آن تعجب مىنمود ، و اين مطلع از اوست :
( ص 249 )
خواند مير در جلد هفتم روضة الصفا كه نوشتهء اوست و جلد چهارم حبيب السير چنين آورده است :
« مولانا مجنون ، ولد مولانا كمال الدّين محمود رفيقى است كه بحسن خط و لطف طبع اتصاف داشت ، و مولانا مجنون بغايت درويشوش و فانىمشربست ، و اشعارش سليس و هموار اتفاق مىافتد ، و اين مطلع غزل از آن جمله است كه :
بىوفا بودى من از اول ترا نشناختم * حيف از اوقاتى كه دنبال تو ضايع ساختم
و اين مطلع قصيده نيز از جملهء منظومات اوست كه :
فيروزهء سپهر در انگشترين تست * روى زمين تمام به زير نگين تست »
ر ك : جلد هفتم روضة الصفا ، ص 303 و جلد چهارم حبيب السير ، ص 362 چاپهاى بسيار مغلوط كتابفروشى خيام .
در جلد هفتم روضة الصفا فقط بيت اخير مسطورست .
مناسب چنان ديده شد كه براى تكميل و تتميم ترجمهء مجنون شرح حالش را از كتاب گلستان هنر تأليف قاضى احمد مير منشى قمى در اوايل قرن يازدهم نيز نقل كنيم :