تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
بوعظ مىروم و زارزار مىگريم * بدين بهانه ز هجران يار مىگريم »
( ص 74 ) و در ترجمهء ديگر مجالس النفائس بقلم حكيم شاه محمد قزوينى آمده است : « مولانا مجنون ، مشهدى است ، و خوش‌طبع بود ، و از حسن خط حسن حظ داشت ، و خط باژگونه را نيكو مىنوشت ، چنان كه همه‌كس از آن تعجب مىنمود ، و اين مطلع از اوست : ( ص 249 ) خواند مير در جلد هفتم روضة الصفا كه نوشتهء اوست و جلد چهارم حبيب السير چنين آورده است : « مولانا مجنون ، ولد مولانا كمال الدّين محمود رفيقى است كه بحسن خط و لطف طبع اتصاف داشت ، و مولانا مجنون بغايت درويش‌وش و فانىمشربست ، و اشعارش سليس و هموار اتفاق مىافتد ، و اين مطلع غزل از آن جمله است كه :
بىوفا بودى من از اول ترا نشناختم * حيف از اوقاتى كه دنبال تو ضايع ساختم
و اين مطلع قصيده نيز از جملهء منظومات اوست كه :
فيروزهء سپهر در انگشترين تست * روى زمين تمام به زير نگين تست »
ر ك : جلد هفتم روضة الصفا ، ص 303 و جلد چهارم حبيب السير ، ص 362 چاپهاى بسيار مغلوط كتابفروشى خيام . در جلد هفتم روضة الصفا فقط بيت اخير مسطورست . مناسب چنان ديده شد كه براى تكميل و تتميم ترجمهء مجنون شرح حالش را از كتاب گلستان هنر تأليف قاضى احمد مير منشى قمى در اوايل قرن يازدهم نيز نقل كنيم :