و متخلص برفيقى ، زيبائى خطش ادبا را رفيق ، و شيوايى شعرش فضلا را مونس و شفيق بود ، در اكتساب فضائل و تهذيب نفس كوششها كرد تا مقام و منزلتى عالى يافت ، و بمساعى و زحمت خللناپذير در مشق خط آنقدر كوشيد ، تا عاقبت كسوت استادى پوشيد ، و در خدمت سلطان غازان خان ( 694 - 713 ) معروف و مقرب گرديد ، و نوازشها و اشفاقات گوناگون ديد ، خط را از دست چپ مانند دست راست بسيار نيكو نگاشتى ، و در نوشتن هفت خط نيكو ناقصى نداشتى ، خاصه خط توامان ( دوطرفه ) را نيكو نوشتى كه هر بيننده را در بوتهء حيرت بهشتى ، چنانچه خود گويد . . .
صاحب خط و خطاطان مىآورد كه مجنون خوشنويس منظومهيى دربارهء موضوع خط و چگونگى او برشتهء نظم درآورده . . .
گويند مجنون هراتى سه رساله در قوانين خط تأليف كرد ، اول موسوم به ( رسالهء خط و سواد ) ، دوم - ( قواعد خطوط سبعه ) ، سوم - ( رسم الخط تأليف ) كه در تاريخ كتاب سوم اين بيت را آورده :
چو از رسم خطش تاريخ دادم * از آنش نام رسم الخط نهادم
رسم الخط نهصد و چهل مىشود ، و حال آنكه او در قرن هفتم مىزيسته ، و شايد الخط تاريخش بوده كه مىشود 640 » .
( ر ك : ج 2 ص 503 - 506 )
حال ببينم در مآخذ معتبر عصرى كه ايشان در دست داشته و به هيچيك رجوع نكرده چه نوشته شده است :
فخرى هروى در لطائفنامه كه ترجمهء فارسى مجالس النفائس است مىنويسد :
« مولانا مجنون از مشهدست ، و طبعش در غايت شوخيست ، و چپنويس - خوشخط مثل او كم بوده است ، بلكه نبوده ، ذاتش نيز مقبول افتاده ، اين مطلع از اوست :