تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦

نمونهء تراجم نفائس المآثر

« جدايى اسمش مير سيد على و خلف صدق مير مصوّر مشهورست ، اصل ايشان از ترمذ است ، بعضى اوقات اجداد وى در بدخشان مىبوده‌اند ، مير حيثيات بسيار دارد ، و در وادى تصوير كه امر موروثى اوست استاد بىنظيرست ، و در فن شعر و دريافت آن بغايت بهره‌مند و خبير .
مىكند پيدا ز نوك خامهء مشكين رقم * سرّ هر صورت كه آن مرقوم لوح فطرت است
در به دو حال و ايام شباب در عراق نشو و نما يافته ، در شهور سنهء ست و خمسين و تسعمائه ( 956 ه ) به كابل آمده ، بشرف ملازمت حضرت جنت آشيانى ( همايون پادشاه ) سرافراز گشته ، و حضرت ايشان را بنا بر ميل طبيعى به حيثيات خصوصا تصوير التفات و توجه بسيار بجانب مير بوده ، تصويرات او را تعريفات مىفرموده‌اند و حالا منظور نظر كيميا اثر حضرت اعلى است ( - جلال الدّين محمد اكبر شاه ) و بخطاب مستطاب نادر الملك همايون شاهى ممتاز ، اين ابيات از نتائج افكار بلاغت آثارش مرقوم افتاده :
خواستم گويم از احوال خود آن بدخو را * همه دم همدم غيرست چه گويم او را
* * *
صبحدم خار دم از همدمى گل مىزد * ناخنى در دل صدپارهء بلبل مىزد
* * *
نيم‌بسمل صيدم و افتاده دور از كوى دوست * مىروم افتان‌وخيزان تا ببينم روى دوست
* * *
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 386 | أحمد گلچين معانى