مىكردند . ابو المفاخر اين قطعه بسلطان فرستاد ، و سلطان لشكريان را از خرابى منع و زجر كلّى فرمود ، و آن قطعه اينست :
قطعه
اى خسروى كه سايس حكم تو بر فلك * برتر ز طاق و طارم كيوان نشسته است
لطفت به آستين كرم پاك مىكند * گردى كه بر صحيفهء دوران نشسته است
بر تخت رى تو ساكن و از حكم نافذت * در ملك چين بمرتبه خاقان نشسته است
شاها سپاه تو كه چو مورست و چون ملخ * بر گرد دخل و دانهء دهقان نشسته است
باران عدل بار كه اين خاك سالهاست * تا بر اميد وعدهء باران نشسته است
« تذكرهء دولتشاه ، ص 76 - 77 »
تا اينجا در چهار موضع دولتشاه از مناقب الشعراء و تاريخ آل سلجوق نقل بعبارت كرده است ، و پيداست كه هر دو كتاب را در دست داشته ، و احتمال كلّى دارد كه قسمتهاى ديگرى هم از دو كتاب مزبور در تذكرهء خود بدون ذكر مأخذ نقل كرده باشد .