شد بكر هنر مرا طلبكار * چون مرد نيافت شوهران را
آن روز كه فارسان معنى * دادند سبق تكاوران را
من بودم در عدم و گرنه * با من چه وجود صفدران را
من عيسى نظم و نثرم ، آوخ * مىپرورد آسمان خران را
من مردم و روزگار آلت * بخشيده زنان و دختران را
ميزان عدالت حق آخر * شاهين شكند ستمگران را
روزى شرر سخط بسوزد * كشت ستم اين كديوران را
فضل آمد خاص من كه زيبد * دل بردن شيوه دلبران را
سرهنگ منم بفضل و دانش * ز افواج هنر بهادران را
خصمست مرا قرين اگر ديو * انباز ، فرشتهمنظران را
« ص 56 - 57 »
نيز ر ك : ذيل مطلع شعرى كه تذكرهء ديگريست از تأليفات سلطانى .
مناقب الشعراء تأليف ابو طاهر خاتونى ، متوفى در حدود 530 هجرى
دولتشاه سمرقندى در ذيل امير معزى آورده است كه : « امير معزى اين قصيدهء مصنوع را نيكو گفته كه بيشتر شعرا آن قصيده را تتبع كردهاند ، اينست مطلع آن :
اى تازهتر از برگ گل تازه ببر بر * پرورده ترا دايهء فردوس ببر بر
و ابو طاهر خاتونى مىگويد در كتاب مناقب الشعراء كه اين قصيده را تقريبا صد كس از فضلا جواب گفتهاند ، اما مثل امير معزى هيچكدام نگفته است .