تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
اگر چيزى را بايد نوشت ان‌شاءاللّه در ملحقات مىنويسم . » « حديقة الشعراء ، ص 89 نسخهء آقاى سلطان القرائى » ديوان‌بيگى اشعار بسيار از سلطانى ثبت كرده است و برعايت اختصار قصيده‌يى كه در تعريف جوهر گفته است از نظر تازگى موضوع و لطف كلام درين مقام ثبت مىشود : « چند شعر موعود كه در صفت جوهر گفته و ظاهرا اوائل قصيده‌ايست :
نكوتر جوهر ناب از شرابست * كه جوهر نشئهء پا در ركابست نه آب است و نه آتش جوهر اما * بفعل آتشست و رنگ آبست نه گر آب اى شگفتم از چه صافست * نه گر آتش چرا در التهابست كند گر زاهد از وى منع نشگفت * كه ما را رحمتست او را عذابست از آن هر قطره پندارى ببارش * كه باغ عيش و عشرت را سحابست و زان هر شعله پندارى بتابش * كه ديو رنج و محنت را شهابست مى و جوهر تميز از هم ندارند * گر آن لعل تر ، اين الماس نابست يكى در كام دن ياقوت صرفست * يكى در درج خم در خوشابست يكى خورشيد را قائم مقامست * يكى برجيس را نايب منابست
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 292 | أحمد گلچين معانى