صبورى و كوثر و ناصرى و محمود ذكر خواهند شد ، خصوصيات كمالات سايران آنها سبب عدم مناسبت بمقام حاصلى نيست و خارج از مقصود حاليّه است .
اما حال سلطانى كه مقصود حاليّه است ، مختصر اينكه اكنون كه سال هزار و دويست و نود و شش است ، چهل و هفت سال از عمرش گذشته « 1 » و يكى از اعاجيب روزگار و علامات قدرت پروردگارست . زمانهسازى نمىدانم و عبارتپردازى نمىتوانم ، اما آنقدر مىبينم و مىفهمم كه از هر علمى سخن مىرود آگاهست و بهر طريق مىپويى همراه . عرفا او را از خود مىانگارند ، و علما در زمرهء خود مىپندارند ، و اهل ادب بر تقدمش اذعان دارند ، و شعرا از اساتيدش مىشمارند ، ديگر نظم و نثر و احاديث و اخبار و تواريخ و قصص و امثال و نكات تماما درين مجمل كه گفته شد مفصل است ، على التحقيق اگر درين دور زمان مثل ايام سلف تربيت و تشويق اهل كمال مىشد ، امروز در عداد معلمين محسوب بود ، و در غنا و ثروت مثل و مانند نداشت ، ولى چه سود كه درين زمان فضل و ادب را مسخره مىشمارند ، و لهو و لعب و مسخره بودن را شهره مىدانند ، چنانچه سلطانى با اين فضل و هنر اگر چه به حمد اللّه تعالى تهيدست و محتاج و غير معروف نيست ، ولى از طرف اشتهار بكمال آنها كه قابل شاگرديش نيستند نهايت بلندنامى دارند ، و از جهت مدار معاش آن مايه بضاعت و وسعت ندارد كه تواند بدلخواه خود بذل وجود نمايد ، و احبا و اصدقا و زيردستان خود را به وضع خاطرخواه كفالت كند ، و چون اين رسم خاصهء دنياست و اهل معرفت و دانش ملتفتاند بهتر اينكه از اين مطلب صرفنظر كرده بخصائص حالات و ذكر مؤلفات و مصنفات و اشعار مشار اليه پردازيم .
اما خصوصيات حالاتش - مرديست افتاده و آرام ، رفيق و انيس و شفيق ، و در اين زمان كليهء اهل ادب را خير جليس و هرچه در اخلاقش سخن بيش گويم كمست
هامش
( 1 ) - به اين حساب سال ولادتش 1249 مىشود ، و اينكه در مجمع الفصحا ( ج 2 ص 152 ) 1247 ، و در تذكرهء مختصر شعراى كرمانشاه ( ص 56 ) 1250 نوشته شده است هر دو خطاست .