از به دو عمر نظر باستعداد فطرى خود مشغول تحصيل كمال شد ، و از همان كودكى آثار فضل او ظاهر ، و روز بروز ، بروزش بيشتر مىشد ، تا آنجا كه بعضى از علما از پدرش عليهالرحمه خواهش كرده و اصرار نمودند كه قليل زمانى او را به عتبات عاليات و اماكن شريفه فرستد تا بواسطهء تحصيل در آن مقامات ، بمقامات عاليهء علوم ظاهرى رسد ، و در زمرهء علما و فضلا محسوب گردد . تقدير الهى پدرش را از تمكين به اين كار مانع آمد و نفرستاد ، معهذا به همان تحصيلى كه در كرمانشاه كرده صاحب اين مراتب شده ، بعضى از ولايات ايران از قبيل طهران و اصفهان و رشت و گيلان را ديده و محض زيارت هم باماكن شريفه مشرف شده ، در اول ورود حضرت و الا حسام السلطنه به دار الدوله كه اواخر سال هزار و دويست و نود و سه بود ، شرح حالش معروض افتاد و قصيدهيى غرّا عرض كرد ، مورد تحسين و الطاف شد ، و در زمرهء چاكران خاص برقرار گرديد ، و از آنوقت تاكنون در آن حضرت معزّز و محترم و بانعامات مخصوصه و رواتب و مقررى خاصهء سركارى مخصوص و محفوظ و موظف است ، و با اين فقير مأنوس و مربوط و غالبا از فيض صحبتش استفاضه مىكنم ، و در جمع اين اوراق هم خيلى همراهى كردهاند ، چنانچه در مواقع خود گفته شده .
اما در بدايت شاعرى كه مقصود بالفعلى است تا حال قريب شصت هزار بيت از منظومات خود مكتوب و محفوظ كرده ، و بهر يك نظر كنى از ديگرى بهترست ، و هر قصيدهء مشكلى از استادان سلف ذكر شود بدون انديشه و تفكر جواب مىكند ، و باحسن وجه از عهده مىآيد به همان طرز و اسلوب .
از كتب منظومهاش آنچه تمامست كتاب ضياء الفرقدين ببحر مثنوى مولوى در مقتل جناب سيد الشهداء ، معادل پنج هزار بيت ، حديقة الاعجاز ببحر هفت گنبد مشتمل بر ذكر يكصد و ده معجزه از معجزات حضرت مولى الموالى آن هم همان قدرها ، كتاب هفت اورنگ بر وزن و مثل هفت گنبد مشتمل بر هفت مجلس بهرام قريب چهار هزار و پانصد بيت ، قصهء عجيب و غريب كه در الف ليله است ببحر تقارب !
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٢٩٠