ديوانبيگى نوشته : اما قصيدهء مذكور هشت فصل و هفتاد و دو بيت و در اينجا بعض از آن نوشته مىشود ، و پنجاه و دو بيت آن را نقل كرده است كه چند بيت آن براى نمونه ذكر مىشود :
گلبنان را سپهر زيور بست * ابر در باغ نقش ديگر بست
بر زمين آسمان بمعمارى * بس خوش و نغز طاق و منظر بست
پرنيانباف باد بركه و دشت * كارگاه طراز و ششتر بست
دمن از سبزه و چمن ز سمن * حلهپوش آمد و حلى بربست
در به بتخانههاى باغ ، بهار * باز نقش بتان آزر بست
هرچه بربست فروردين آيين * پار ، امسال از آن نكوتر بست
هركه بر باغ و آبگير گشاد * ديده ، كى دل بخلد و كوثر بست
نوگلان گرد گل رده چو سپاه * در بر خسرو مظفر بست
پور عباس شاه خلد مقر * آن سكندر دل فريدونفر
ترجمهء مؤلف :
« سلطانى كلهر كرمانشاهانى - اسمش حسينقلى خان ، پدرش مصطفى قلى خان ديوانبيگى كرمانشاهان كه چندى هم حكومت طوائف كلهر را كرده ، جدش حاجى شهباز خان از مردمان خوب خيّر زمان ، آثار مسجد و مدرسه موقوفات و ساير ابنيهء خيراتش در كرمانشاهان مشهور و مشهود و عيان ، مجملا آباء و اجدادش ساليان دراز در كرمانشاهان مطاعيّت و بر طوائف كلهر حكومت و رياست داشتهاند ، و قليل زمانيست كه بيك بطن ديگر از همين سلسله منتقل شده ، و اسباب اختلال حال اين طبقه گرديده ، با وجود اينكه در ميان اينها اهل فروسيّت و شجاعت و بصيرت در عاملى بسيار و صاحبان فضل و كمال و هنر و ادب بيشمارند ، كه از جملهء شعراى مشهور آنها