تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

مناقب حساميه از حسينقلى خان سلطانى كلهر كرمانشاهى در 1294 - 1296 ق .

در تراجم شعرائيست كه سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه را در زمان حكومت كرمانشاهان و كردستان مدح گفته‌اند . حسام السلطنه در اواخر سال 1293 بحكومت آن نواحى رفته و در اول ورود حاجى ميرزا احمد ديوان‌بيگى مؤلف حديقة الشعراء شرح حال سلطانى را معروض داشته او هم قصيده‌يى عرض كرده و بسبب آن در زمرهء چاكران خاص درآمده نخست بميل خاطر مناقب حساميه را در محامد و حال حكومت كرمانشاهان و كردستان عنوان كرده و بدستور حسام السلطنه ملتزم گرديده است تا كليهء حالات و آثار او را با قصائد خوبى كه شعرا در مديح وى سروده بودند علاوه نمايد . ديوان‌بيگى در ترجمهء سلطانى مىنويسد : « اكنون كه سال 1296 است 47 سال از عمرش مىگذرد و اكنون مشغولست . » ولى در احوال سالك كرمانشاهى نام كتاب مزبور را يك جا « مدايح حساميه » و در جاى ديگر « مدايح حسامى » نوشته است . و اينك نمونه‌يى از تراجم تذكرهء مناقب حساميّه كه ديوان‌بيگى به عين عبارت نقل كرده است : « سالك كرمانشاهانى - اسمش اللّه دوست ، و بمدلول الاسماء تنزل من السماء در صفات حق‌پرستى ظاهر حالش نيكوست . مرديست به ظاهر و باطن فقير معقول و مؤدب ، افتاده و آرام ، و نسبت باغلب معاصران در رسوم انسانيت تمام ، مضمون عزمن قنع و ذل من طمع را پيشنهاد دارد ، و روى توجه و اميد بجز با خداى وحيد باحدى ندارد ، با تنگى معيشت مىسازد و بتمناى صله و عطا بمدح و ثناى كسى
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 286 | أحمد گلچين معانى