حبيب اللّه بن ميرزا على اكبر بن ميرزا يوسف بن حاج ميرزا جعفر بن ملا مصاحب بدينطريق است . مرحوم والدم طاب ثراه در قريهء محمديه از قراء نايين از مادر متولد شد ، بسال هزار و دويست و چهل و دو ، جد امّى من ملا ميرزا محمد نور اللّه مرقده كه از اجلّهء علما و جامع معقول و منقول بود ، در حدود سنهء هزار و دويست و پنجاه و شش از محمديه به اصفهان آمد . مرحوم والد را با همشيرهء ايشان كه خواهرزادهء او بودند با خود آورد به اصفهان ، مرحوم مير سيد محمد شهشهانى كه يكى از اجلهء فقها و صاحب تأليفات و تصنيفات عديده بود ، عمهء مرا بزنى گرفت ، پدرم نيز در سايهء تربيت اين دو بزرگوار مىزيست ، تا روزگار جدم سپرى شده در سال هزار و دويست و هفتاد و هشت بدرود زندگانى گفت ، و در تخته فولاد در تكيهء معروف به تكيهء مادر شاه مدفون گرديد . سه سال پس از فوت وى پدرم دختر وى را بزنى گرفت ، و در آن هنگام چهل مرحله از مراحل زندگى را طى كرده بود . من در ماه رمضان هزار و دويست و هشتاد و پنج از مادر متولد شدم ، و مير سيد محمد شهشهانى نور اللّه مرقده در سال هزار و دويست و هشتاد و هشت برحمت ايزدى پيوست ، و وى را در تخته فولاد اول قبرستان دست چپ كه اكنون بنائى دارد معروف به تكيهء مير سيد محمد شهشهانى است ، به خاك سپردند ، و شهشهان محلهايست در اصفهان ، و اصل آن مرحوم از سادات خورزوق بوده و او مجتهدى مسلم بود ، و مقلد بسيار داشت ، و امام جماعت بود در مسجد ذو الفقار ، و وى را كتب بسيارست ، از آن جمله جامع السعاده رسالهء عملى فارسى ، رضوان الآملين حاشيه بر كتاب قوانين الاصول ، انوار الرياض حاشيه بر شرح كبير ، جنة المأوى منظومهء فقه صد هزار بيت ، عروة الوثقى فقه استدلالى ، غاية القصوى در اصول ، و آن مرحوم اولاد نداشت ، و كتب خود را وقف كرد بر طلاب ، و در مدرسهء صدر اصفهان در دست ميرزا جهانگير خان بود ، و پس از فوت وى ندانستم چه شد . على الجمله پس از فوت مرحوم مير سيد محمد ، پدرم پيش خواهرش آمد ، و من چون سالم بپنج رسيد درس فارسى را پيش عمهام رحمة اللّه عليها فرا گرفتم ، نحو
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٢١٣