105 - ناظم ( عليخان ناظمى ) ص 559 - 560 ( بدون شعر )
106 - نعمت فسايى ( مير سيد محمود خان ، متولد 1270 ) ص 563 - 568
107 - وفاى نورى ( حاج حسينعلى ) ص 574 - 576
108 - دولتآبادى ( حاج ميرزا يحيى ) ص 579 - 580 ( بدون ترجمه )
109 - تقوى ( حاج سيد نصر اللّه ) ص 583 - 590
110 - يك نوشتهء ناتمام ص 598 - 608
111 - يك قطعه عكس كه معلوم نيست از كيست ص 615
* * * تعداد اشعار جلد اول مدينة الادب در متن و پاورقى 30968 بيت است كه مؤلف شخصا احصا كرده است .
مرحوم عبرت پسرى داشت ابله و عامى كه نامش حسن بود و رفتارش نامستحسن ، و وى مقدارى از اشعار خود را با تخلص حيرت در تذكرهء مدينة الادب بنام حسن ثبت كرده كه سخت مايهء حيرتست .
حسن چندى بود كه بكومك مرحوم تقى بينش آقاولى كه از شعراى نامدار معاصر بود و رياست كل ماليات مستقيم را داشت در جادهء قديم شميران نزديك باغ صبا ، مأمور عوارض صدى سه شده بود ، و حقوقى ناچيز مىگرفت ( گويا يكصد و هفتاد ريال در ماه ) و مرحوم عبرت كه در تهيهء مقدماتى بود تا نام پسرش را در عداد شعراى مدينة الادب ثبت كند ، در يكى از روزها كه تنها بعيادتش رفته بودم ، مرا گفت كه : گلچين ! فهميدى كه حسن ما چه از آب درآمد ؟ گفتم خير . گفت ديروز حسن از باغ صبا آمده بود تا پيراهنش را عوض كند ، به او گفتم كه مىخواهم مدينة الادب را بدهم جلد كنند ، تو چيزى ندارى كه به من بدهى ؟ پس از قدرى تأمل كليدى پيش من انداخت و گفت كه اين تو و اين صندوق ، و رفت بر سر كارش . وقتى كه در صندوق را باز كردم ديدم كه مملوست از آثار منظوم و منثور ، ادبى
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٢١١