تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
در 21 مهر ماه 1342 در جواب عريضهء نگارنده ارسال فرموده بودند تنظيم گرديد ، و بدين‌وسيله مراتب حق‌شناسى و تشكر و امتنان خود را بحضورشان تقديم مىدارم .

نظرى ديگر دربارهء اين تأليف :

دوست دانشمند من آقاى سيد محمد محيط طباطبائى در مقدمه‌يى كه بر تذكرهء يخچاليه مصحح اين بنده بسال 1321 شمسى ( ص : ح ) مرقوم داشته‌اند درباره اين تأليف چنين نظر داده‌اند : « نگارنده وقتى تذكرهء ديگرى از شعراى مدّاح معتمد الدوله ديده‌ام كه در همان زمان يكى از گويندگان چهار محال اصفهان تنظيم كرده بود ، باندازه‌يى مطالب آن بتذكرهء مدايح المعتمديهء بهار نزديك بود كه در نظرهء اول هر دو به نظر يكى مىآمد ، و متأسفانه كتابخانه‌يى كه قرار بود آن را بخرد در خريدارى مسامحه كرده و از دست بدر رفت . نگارنده هنگام ديدن آن تذكره يقين حاصل كردم كه اين اقدام ، محمد على بهار را برآشفته و بتأليف يخچاليه واداشته است ، و در نتيجهء اين رنجش خاطر و سوزش دل توانسته يك اثر انتقادى از خود در ادبيات فارسى بيادگار گذارد » . و اينك نمونه‌يى از طرز كار ملا على فنا را در ترجمهء هماى شيرازى كه خلاصه‌ايست از آنچه بهار اصفهانى بقلم آورده است از آن كتاب نقل مىكنيم : فنا مىنويسد : « هما عاشقى است شيدا و فاضليست دانا ، نام ناميش و اسم گراميش محمد رضا و مسقط الراسش شيراز جنت‌طرازست . پيوسته دل به آتش محبت ساده‌رويان تفته ، و احوالش هميشهء اوقات چون زلف بتان تاتارى پريشان و آشفته ، سينه‌اش بريان ، و تنش مانند تيغ دليران عريان . احوالش از اقوالش پيدا و سوز عشق از اشعارش هويدا .
قصهء عشق او ببرد از ياد * نام مجنون و نامهء فرهاد
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 196 | أحمد گلچين معانى