بزر سنجيد ، و شعرا در آن باب اشعار بسيار گفتند ، پس در همان وقت بنا بر خبثى كه جبلى شعراى طامع و طامعان خسيس مىباشد ، او را كه هميشه ملازم ركاب بود در قزوين بجا گذاشته و تقى الدّين اوحدى را از ميان شعرا انتخاب كرده با خود به اصفهان برد ، و او را به مهتر فراشان خود سپرد تا موكل حالات او بوده همهوقت حاضر و ناظر باشد ، درين سفر شاه انواع نوازش دربارهء او مبذول داشته وى را بنگى شاعر لقب داد و شعرا و ظرفا شاهپسند خطابش مىكردند .
در سال 1003 هجرى كه اردوى شاه از اصفهان به قزوين كوچ مىكرد ، وى بسبب عارضهء ضعفى كه به او دست داده بود ، از ملازمت استعفا كرده يك سال ديگر در اصفهان ماند ، و در آغاز بروز طاعون به يزد رفت ، و پس از يك سال اقامت بموطن اصلى خويش باز گرديد .
در سال 1005 به عتبات عاليات مشرف شد و مدت چهار سال در كربلا اقامت گزيد و در سنهء 1009 به وطن بازگشت .
در اول رجب 1015 باتفاق جمعى از ياران شفيق كه ذكرشان گذشت عازم سفر هند شده از عراق به شيراز و كرمان و قندهار و لاهور رفت . و پس از يك سال و نيم از لاهور همراه اردوى جهانگير پادشاه متوجه آگره گرديد ، و بعد از يك سال و كسرى ديگر به گجرات افتاد و مدت سه سال در آنجا اقامت گزيد .
در سال 1020 تصميم به عزيمت حجاز گرفت ولى صورت نبست ، و به آگره مراجعت كرد ، و پس از يك سال و نيم اقامت در آگره در غرهء ذيقعدهء سال 1022 دست بتأليف عرفات زد ، و در 1024 بدان پايان داد ، و در 1036 خلاصهيى از آن بامر جهانگير پادشاه ترتيب داد و آن را كعبهء عرفان ناميد .
بقيهء آثار منظوم و منثور وى عبارتست از : « 1 »
هامش
( 1 ) - استاد فقيد مرحوم سعيد نفيسى در كتاب تاريخ نظم و نثر در ايران ( ص 379 - 380 ) كتاب ديگرى بنام « انتخاب كعبهء عرفان » بوى نسبت داده و در ذكر آثار منظوم و منثور وى چنين نوشته است :