تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
بليانى اصفهانى از طرف پدر نسبت او بهفت واسطه به شيخ المشايخ اوحد الدّين عبد اللّه بن ضياء الدّين مسعود فارسى بليانى مىرسد ، و به چند صلب و بطن به شيخ ابو على دقاق ، و از وى نيز به چند واسطه به امام همام موسى الكاظم عليه السلام ، و از جانب مادر به حافظ سعد الدّين عناية اللّه خوانسارى ، و از وى به چند بطن به زين الاولياء خواجه حسن ماضى نسبت مىرساند كه پريه نزديك به گلپايگان مضجع اوست . موطن و مدفن آباى او بليان از قراى كازرون است . پدرش از شيراز به عراق رفت ، و تقى الدّين در عصر چهارشنبهء سوم محرم الحرام سال 973 در اصفهان قدم بعرصهء وجود نهاد . پيش از ولادت او پدرش به هندوستان رفت ، و همان‌جا وفات يافت . و در دوازده‌سالگى مادرش نيز درگذشت . وى دروس مقدماتى و منطق و رياضى و حكمت الهى را در مكتبى كه شاه‌طهماسب صفوى براى ايتام صحيح النسب تأسيس كرده و از هر شهرى چهل يتيم فراهم آورده بود ، نزد شيخ الاسلام شيخ على منشار گذراند ، و مدت دوازده سال در اصفهان كه موطن اصلى او بود گذراند . پس از فوت مادر به شيراز رفت ، و از محضر مولانا مير قارى كسب كمال نمود ، و وى چون پسرى نداشت او را بفرزندى گرفت و بدامادى گزيد ، و بوى رياضيات عاليه و علوم غريبه آموخت . در آغاز كار شاعرى بدكان طراحى مير محمود طرحى شيرازى كه محل اجتماع شعراى مقرر آن زمان بود از قبيل : غيرتى شيرازى ، عرفى شيرازى ، عارف لاهيجى ، قيدى شيرازى ، قدرى شيرازى ، حسين كاشى مورّخ ، مير ابو تراب محروم رازى ، تقياى ششترى ، و رضاى كاشى راه يافت ، و درين وقت شانزده سال از عمر او مىگذشت ، و چون اشعار خود را نزد ايشان مىخواند باور نمىكردند كه از آن او باشد . روزى عرفى از ديوان امير خسرو دهلوى غزلى طرح كرد ، و پس از تفرقهء جمعيت مير محمود طرحى بوى گفت كه اگر درين غزل طرحى فكرى بكنى من هم ترا يارى خواهم كرد . خود وى مىگويد كه : « بنده از آن سخن فىالجمله به خود اميدوار شدم و گفتم كه احتياج بمدد كس ندارم مگر بهمت و توجه ، و در حضور وى همان‌جا غزل را گفتم و سپرده رفتم ، بعد از آن